تبلیغات چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
قطره ای از ویژگی های عبد صالح خدا آیت الله بهجت (ره)
1. تقوا و خود سازی
چنانکه گذشت ایشان در نوجوانی به میدان خودسازی گام نهاد، و در فراگیری علوم و تزکیه نفس چنان جدی بوده و هستند که گویا کاری غیر از آن ندارند، و همواره در آموزش های اخلاقی بر این نکته اصرار دارند که تلاشی پیگیر و ریاضتی فراگیر لازم است تا انسان در جبهه ستیز با رذیلتهای اخلاقی و در جهاد اکبر با هواهای نفسانی، سر بلند و پیروز گردیده و به سازندگی خویش بپردازد، و همواره معتقد به لزوم همپایی دانش و اخلاق بوده و مؤکداً به خطر جدایی علم و تزکیه هشدار میدهند و زیان عالم غیر مهذّب و دانش بدون تزکیه را از هر ضرر و زیان دیگری بیشتر میدانند.
آن بزرگوار، انسان مخلص و مشتاقی است که در همه حال عقربه زندگی و حیات خوی را به سوی خدا چرخانده، و کوشیده است تا پیوسته در حوزه جاذبه الهی قرار گرفته و به همه چیز و همه کس با دید خداخواهی بنگرد.
یکی از مجتهدان بزرگ در این باره گفته است:
سه شنبه 29 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
11 دستورالعمل عرفانی اخلاقی از آیت الله بهجت
دستورالعمل اول
بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه
سه شنبه 29 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
زندگینامه جمال السالکین آیت الحق و العرفان آیت الله بهجت
ولادت
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب مینماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
طهارت لسان (3) و ذکر شمه ای از تکالیف عباد نسبت به امام عصر (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم
ذكر شمه اى از تكالیف عباد نسبت به امام عصر علیه السلام
و آداب بـندگى و رسوم فرمانبردارى آنانكه سر به زیر فرمان و اطاعت آن جناب فرود آورده اند و خود را عبد طاعت و ریزه خور خوان احسان وجود مبارك او دانسته و آن شخص معظم را امام و واسطه رسیدن فیوضات الهیه و نعم غیر متناهیه دنیویه و اخرویه قرار داده و از آنها چند چیز بیان مى شود:
دوران غیبت كبرى آزمایشگاه است
اول ـ مـهـمـوم بـودن بـراى آن جناب در ایام غیبت و سبب این ، متعدد است : یكى براى محجوب بودن آن جناب و نرسیدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن دیدگان به نور جمالش .
در (عیون) از جناب امام رضا علیه السلام مروى است كه در ضمن خبرى متعلق به آن جـنـاب فـرمـود: چه بسیار مؤ منى كه متاءسف و حیران و محزونند در وقت فقدان ماء معین ، یعنى حضرت حجت علیه السلام .
در دعـاى نـدبه است كه گران است بر من كه خلق را ببینم و تو دیده نشوى و نشنوم از تو آوازى و نه رازى ، گران است بر من كه احاطه كند به تو بلا نه به من و نرسد بـه تـو از مـن نـه نـاله اى و
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
طهارت لسان(2)-استاد صمدی آملی
بسم الله الرحمن الرحیم
شمهاى از آداب روزه
بدان كه: ثواب روزه بسیار، و اجر آن بىشمار است.و آیات و اخبار در فضیلتآن خارج از حد احصا، و بیرون از حیز اظهار و تذكار است.و همه آنها در كتباحادیث مذكور، و در السنه و افواه مشهور است.و احتیاج به ذكر آنها در این مقامنیست.بلكه در اینجا اشاره به بعضى از آداب باطنیه و ظاهریه روزه مىشود.
و بدان كه: سزاوار روزه دار آن است كه: چشم خود را بپوشاند از هر چه نظر كردنبر آن حرام یا مكروه است و یا دل او را از یاد خدا مشغول مىسازد.و محافظت نماید زبان خود را از جمیع آفات و
یکشنبه 6 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی آله الطبین الطاهرین و علینا و علیكم و علی جمیع عباد الله الصالحین.
›› مردم! شما زندانی اعمال خود می باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانی نمودن سجده های خود آن را سبك نمایید. بدانید خد
اوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزی كه مردم برای پروردگار جهانیان برمی خیزند، آنان را با آتش نترساند.
مردم! كسی كه به مؤمن روزه داری افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند
جمعه 4 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
استاد صمدی آملی . تصرفات عارف در عالم
توجه به یك نكته اخلاقی در ارتباط با تصرفات از حضرت علامه حسن زاده آملی
با اینكه جناب امیرالمؤمنین(ع) و صدیقة كبری(س) از اولیاء الله بودند و معصوم و تمام عالم را در اختیار داشتند و میتوانستند با یك اشاره مریض را خوب كنند، اما بازدست تصرف دراز نكردند و نذر سه روز روزه كردند تا مریضشان خوب شود. معلوم میشود با این عمل خواستهاند به ما دستورالعمل بدهند. زیرا آنها برای
جمعه 4 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
استاد صمدی آملی . تطهیر قوة لامسه (تطهیر یَد)
همچنان كه اشارت رفت سلطان ظهور قوة لامسه در یَد و سر انگشتان انسان میباشد، لذا در بخش تطهیر قوة لامسه به ذكر دستور العملی كه در باب تطهیر یَد وارد شده و به عمل مَسِّ ید معروف گشته و مستفاد از كلمة 24 كتاب عرشی هزار و یك كلمه از آثار گرانسنگ حضرت استاد علامه حسنزادة آملی روحی فداه است، تبرك میجوییم.
صورت دستورالعمل چنین است كه در بین الطلوعینِ روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه با وضو و طهارت مصحف عزیز یعنی قرآن را میگشایی و با بِسْمِ اللهِ الْرَّحمَنِ الْرَّحِیم و چهارده بار
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
الهی ! به حقّ خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده .
الهی ! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ، و ما همه هیچ كاره ایم و تنها تو كاره ای .
الهی ! از پای تا فرقم ، در نور تو غرقم . « یا نورَ السموات و الارض ، أنعمتَ فَزِدْ »
الهی ! وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم .
الهی ! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم .
الهی ! چگونه گویم نشناختمت كه شناختمت ، و چگونه گویم شناختمت كه نشناختمت .
الهی ! چون عوامل طاحونه ، چشم بسته و تن خسته ام ؛ راه بسیار می روم و مسافتی نمی پیمایم . وایِ من اگر دستم نگیری و رهایی ام ندهی .
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
زندگی نامه حضرت علامه حسن زاده املی روحی له فداه
هو
شیخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منیع قرب فریضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفیع اجتهاد در علوم عقلیه و نقلیه، صاحب علم و عمل، و طود عظیم تحقیق و تفکیر، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقیه صمدانی عالم به ریاضیات عالیه از هیئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غریبه و متحقق به حقائق الهیه و اسرار سبحانیه، مفسِّر تفسیر انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شیّقه الی الکمال، آیه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند، در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل یقین، تربیت و از پستان پاک مادری عفیفه صدیقه طاهره و پاک از ارجاس حین الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شیر نوشیدند و پرورش یافتند.
در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت یک معلم روحانی شرفیاب شدند و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اینکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفتند.
پس از آن وارد دوره ابتدایی شدند. تاریخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علمیه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.
توصیههایى از علامه حسنزاده آملى روحی له فداه
دهان روح و تن
انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترماند. انسان باید خیلى مواظب آنها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آنهایىكه هرزه خوراك مىشوند، هرزه كار مىگردند. كسانى كه هرزه شنو مىشوند، هرزه گو مىگردند.
وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و كثیف مىشود. یعنى قلم او هرزه و نوشتههایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بىنیاز نیست و آبها گوناگوناند. هر آبى كه پاك است، آن نبات هم پاك و میوهاش شیرین خواهد بود; و هر آبى كه پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*
خود عمل، حاكى است كه از چه آبى روییده شده است.
وقت اندك و كار بسیار
بدان كه باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلتبكارى و غرس كنى. اینجا را دریاب، اینجا جاى تجارت و كسب و كار است; و وقت هم خیلى كم است. وقتخیلى كم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش» ; یعنى شتران تشنه را مىبینید كه وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مىكوشند و مىشتابند و از یكدیگر سبقت مىگیرند كه خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى كه گنجهاى رحماناند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات كه قرآن و عترت است. وقتخیلى كم است و ما خیلى كار داریم. امروز و فردا نكنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اكثر مردم به علت تسویف، به كیفر اعمال بد اینجاى خودشان مبتلا شدهاند .» تسویف یعنى سوف سوف كردن، یعنى امروز و فردا كردن، بهار و تابستان كردن، امسال و سال دیگر كردن.
وقت نیست، و باید به جد بكوشیم تا خودمان را درستبسازیم
شنبه 15 فروردین 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
طریقه’ کسب علم از دیدگاه حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله)
حالا باید چه کنیم تا موّحد باشیم و از پراکندگی رهایی یابیم؟ بنده مطابق با بینش خود راهی به شما عزیزان پیشنهاد می کنم و آن اینکه یک مسیر علمی را برای خود تعیین فرمایید. و برای فهم حقایق مندرج در آن وقت بگذارید و زحمت بکشید چون تو انسان هستی و انسان بی علم نمی شود در کنار آن کسب و کار خود را هم داشته باشید و هرگز آن را رها نکنید. زیرا نیازی به تغییر شغل نیست. نوشته های یک عالم را برای خود معیار ومحور قراردهید از آنجا که فهم کتابها آسان نیست پس در این مسیر به یک استاد هم نیاز دارید. روزی یکساعت یا هفته ای چند ساعت نزد آن استاد بروید و بر اساس نظم خاصّی درس بخوانید و بالا بیایید. مثلاً میتوانید کتابهای امام(رحمهُ الله) یا کتابهای شهید مطهری(رحمهُ الله) و یا کتابهای حضرت علامه حسن زادة آملی را انتخاب بفرمایید. اما باید بدانید که خواندن کتابهای گوناگون و پراکنده دل را مضطرب می سازد و انسان با این روش به جایی نمی رسد. همینطور تحقیق در مورد موضوعات مختلف در یک زمان انسان را پراکنده بار می آورد. علامه حاج محمد حسین تهرانی(رحمه الله) از شاگردان علامه طباطبایی(رحمه الله) بودند که دو سال قبل در مشهد به رحمت اله پیوستند. ایشان اهل قلم بودند و کتابهای بسیاری نوشتند و شاگردان بسیاری تربیت کردند. اما هرگز به شاگردان خود اجازه نمی دادند که کتاب دیگران را مطالعه کنند. می فرمودند: کتابهایی که من نوشته ام را مطالعه کنید. چون تمام آنها روی حساب و برنامه نوشته شده است. حال که پیش من آمدید باید مطابق با آن برنامه عمل کنید. البته این به معنای بد بودن کتابهای دیگران نیست. بلکه همة اینها برای این است که سالک در ابتدای راه با دیدن روشهای گوناگون متحیر و سرگردان نشود. اگر می خواهید قلبتان همّ واحد پیدا کند باید به مطالعات خود جهت بدهید و یا بصورت موضوعی مطالعه کنید. همانند اینکه الآن مدتی است که مشغول بحث موضوع طهارت هستیم.
یکشنبه 29 دی 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
و حقیقت سلوك و كلید آن، تسخیر بدن و نفس است در تحت رأیت ایمان كه مبیّن احكام آن فقه جوارح و فقه نفس است. و بعد از این إفناء نفس و روح در تحت رأیت كبریائی الهی، و همة عقبات و منازل در این مراحل مندرج است.
ولكن سلوك این مراحل و طیّ این راه و مسافرت در این عوالم موقوف به اموری چند است كه بدون آنها به منزل نتوان رسید، بلكه قدم در این راه نتوان نهاد، و وصول به مقصد و حصول مطلب به آنها منوط است، و ملازمت آنها و رسیدن به منزل به یكدیگر مربوط است. و تعداد منازل راه وع قبات نفس و خطرات سفر در این مقام بی محلّ و چنانچه ذكر آنها لازم باشد ذكر احوال جوارح و اعضاء كه فقه بدن است نیز باید كرد، چه آنها نیز از منازل سفرند.
جمعه 27 دی 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
تفسیر عرفانی بعضی مراحل مختلف نماز (فیض کاشانی- اسرار نماز)
ركوع
مستحب است كه قبل از ركوع تكبیر گوید: در حال قیام و پس از خم شدن ، دستها را بر زانوها گذارد و زن بالاتر از زانو چنانكه دست راست بر زانوى راست و دست چپ بر زانوى چپ نهد و دستها را بر پهلوها بچسباند و زانوها پس برد، و پیش نیارد و انگشتان را از هم دور كند و پشت را راست بدارد به نوعى كه اگر قطره آبى بر آن ریخته شود، بر بین قدمین اندازد و قبل از تسبیح بگوید: اللهم لك ركعت بار خدایا از بهر تو ركوع كردم ولك خشعت و براى تو فروتنى نمودم . و لك اسلمت و مر تو را منقاد و فرمانبردار شدم و بك آمنت و به تو ایمان و به تو ایمان آوردم وعلیك توكلت و بر تو توكل كردم : یعنى كارهاى خود به تو واگذاشتم وانت ربى و توئى پروردگار من خشع لك افتادگى كرد مر تو را سمعى گوش من و بصرى و چشم من و شعرى و موى من و بشرى و پوست تن من و لحمى و گوشت من و دمى و خون من و مخى و مغز استخوان من و ما اقلته قدماى و آنچه برداشته آن را قدمهاى من غیر مستنكف در حالتى كه نیستم از پرستش تو شرم آور و نه به ننگ اندر ولا مستكبر و نه گردنكش ولا مستحسر و نه از این بابت تعبناك و خسته و ناخشنود.
نپیچم سر ز فرمانت ، به تیغم گر زنى هر دم
یكى از حضرت امیرالمومنین على (علیه السلام ) پرسید كه : قصد از راست نگاه داشتن گردن در ركوع چیست ؟ فرمود: تاءویلش آنكه : به فرمان تواءم گرچه به تیغم برزنى گردن
مرا جان بهر آن باید كه قربان رهت گردم
سه شنبه 12 آذر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
مطالبی جالب از عشق و علاقه علامه حسن زاده به ائمه
1- عِلْمٌ حینَ فُسِّرَ وُجِد
روز پنج شنبه ، بیستم شعبان المعظم 1378 هجرى قمرى برابر با 2 آذر 1346 هجرى شمسى ، در قم در محضر روحانى بزرگوار جناب آقاى حاج سیر حسین قاضى طباطبایى ، ابن عم آیه الله حاج سید على قاضى تبریزى (رضوان الله علیهما )بودم ، فرمودند:
موحوم كفعمى كتابى به نام صفوه الصفات فى شرح دعاء السمات دارد؛ در آن كتاب مى گوید كه : اسماى دوازده امام (علیه السلام ) آنچه مكرر است القاء شود باقى مى شود علم حین فسر وجد، و ما این را دانستیم یعنى چه ، از جناب آقا سید محمد حسین الهى آیه الله استاد الهى برادر علامه آقا سید محمد حسین طباطبایى صاحب تفسیر المیزان ، و این هر دو بزرگوار (روحى لهما الفداء )از استادان این كم ترین بوده اند )سوال كردیم ، آن جناب موحوم آیه الله حاج سید على قاضى (نام برده )را احضار كرده است و معنى جمله مذكور را از ایشان پرسیدند، آن مرحوم در جواب فرمود كه : با اسماء چهارده معصوم چنین كنند كه مى شود طه علم حین فسر وجدولى آن را بیان نفرمودند(1).
شنبه 9 آذر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
استاد صمدی آملی (انگیزه تطهیر قوه خیال)
بسم الله الرحمن الرحیم
ما از صبح تا شب با قـوه خیال در ارتباطیم و با آن کـار انجام می دهیم . اگـر قصد خوابیدن کنیم قـوه
خیال باعث خوابیدن می شود اگر بخواهیم صبح به محـل کـار و تحصیلمان برویم بر اساس قـوه خیال
ایـن کـار را انجام می دهیم . اگـر زن است بـر اساس قـوه خیال در خانه مشغول بـه کـار می شود .
همین طور غضب کردن و مهر و دوستی ورزیدن ، همه زیر سر قـوه خیال است و همین طـور امثال
دیگر از موارد جزئیه . هیچ کدام از اینها مربوط به عقـل نمی باشد . زیرا عقـل قوه ای برای ادراک
کلیات است و در جـزئیات دخالتی ندارد . عقـل هیچگاه نمی گوید : این زمین است ، این آسمان است
استاد صمدی آملی ( طهارت ذهن)
بسم الله الرحمن الرحیم
در بحث اقسام طهارت باطنی ، بعد از طهارت قوه خیال به طهارت ذهن اشاره می فرمایند : «و طهارت
ذهن از افکار ردی و از استحضارات غیر واقع غیر مفید . » کار قوه خیال صورتگری اشکال و صور
است و کـار ذهـن حاضر کردن چیزهایی است که در مقام تفکر انسان می گذرد . باید ذهـن را از افکار
پست و فکر کردنهای نامربوط باز داشت . زیرا ذهن دائماً مشغول كار است . حتی آن موقع كه شخص
خوابیده است .ذهن آنچه را كه در بیداری فكر كرده بود برای شخص حاظر میكند . به طور كلی منصرف
كردن ذهـن از از فكرهای نامربوط بسیار كار مشكلی است . همینكه چشم به نقطه ای افتاد ذهن به یاد
بسیاری از چیزها می افتد . مثل اینكه چند نفر دور هم می نشینند و هیچ نمی دانند چه باید بگویند . فقط
می گویند بیایید كنار هم بنشینیم و گپی بزنیم . بعد كه می نشینند و شروع می كنند در حرفها و خاطرات
چهارشنبه 6 آذر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
زندگی و احوالات شیخ جعفر مختهدی
ولادت
جناب شیخ جعفر مجتهدی در اول بهمن ماه 1303 هـ.ش در خانوادهای متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند.
خانوادهای كه از نظر نجابت و اصالت جزء خانوادههای مشهور آن سامان به شمار میآمد.
والدین
پدر ایشان جناب حاج میرزا یوسف از دلباختگان آستان ولایتمدار قبله العشاق ، حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) بودند، تا جایی كه مكرر قافله سالاری زائرین كربلای معلی را از تبریز به عهده میگرفته و خرج زوار تهیدست دل شكسته را خود عهدهدار میشدند و در طول مسیر حراست این قافله با دو شیر تربیت شده بود كه در ابتدا و انتهای آن حركت میكردند و زوار امام حسین (علیهالسلام) را سلامت به مقصد میرساندند.
عرفان حقیقی
بعضی از انسان ها روحشان در حجاب است، حقایق را نمی بینند، مانند حیوانات فقط ظاهر دنیا را می بینند. خدای تعالی در قرآن می فرماید: یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَاآن ها ظاهری از زندگی دنیا را می بینند و بیشتر از آن، چیزی به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همین آیه خدای تعالی در قرآن می فرماید: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آن ها از آخرت حقیقتاً غافل هستند، و به تعبیر دیگری خدای تعالی می فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ»خداوند پرده ای جلوی رویش و پرده ای از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلی است برای ندیدن كه حقیقت را نبینند». یعنی همان بی میلی و بی محبتی آن ها نسبت به پیام الهی و بی اعتنایی به سخن انبیا(علیهم السلام
چهارشنبه 6 آذر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
مطلبی زیبا از استاد صمدب آملی
خوش حرف بزنید . دهان را بپائید . این دهان كه می خواهد ( بسم الله الرحمن الرحیم ) بگوید كه نباید حرفهای نامربوط بزند ، چون می خواهیم قرآن بخوانیم و تفسیر انفسی قرآن را می خوانیم ( معرف نفس تفسیر انفسی قرآن كریم است و قرآن شرح انفسی نفس ناطقه انسانی است و سراسر قرآن همه شرح اطوار وجودی شخص انسان است ) دستی كه می خواهد قرآن را مسح كند دیگر نباید چیزهای دیگر را مسح كند كه نامربوط
حکایاتی آموزنده از شیخ مرتضی زاهد
استادِ ترکِ هوای نفس
حاج احمد اخوان میگوید:
« در زمان حیات مرحوم آقا شیخ مرتضی در حال و هوای كودكی و نوجوانی از مرحوم پدرم پرسیدم:
« آقا جان شما یكی از مجتهدهای سرشناس تهران هستید و این آقا شیخ مرتضای زاهد بعضی از مسائلش را هم می آید از شما می پرسد؛ پس شما چرا تا این اندازه به ایشان ارادت و خضوع نشان می دهید؟!
مرحوم پدرم گفتند:
درست است این آقا شیخ مرتضای زاهد بعضی مسأله هایش را به من رجوع می كند، اما او مسائل شرعی را از من یاد می گیرد و من ترك هوای نفس را از ایشان یاد می گیرم؛ او مجتهد ترك هواست. او استاد من در تزكیه و ترك هوای نفس است. »
در محضر مبارک حضرت ولی عصر(عج)
آقا سید مصطفی هوشی السادات ( که علی رغم نابینایی، به دلیل احترام و علاقه فوق العاده به شیخ مرتضی به صورت دائم خدمت ایشان رسیده و مسایل خود را جویا می شد) بعد از وفات آقا شیخ مرتضی ماجرای بسیار عجیبی را چنین نقل کرده است :
« سالها پیش، یك روز برای پرسیدن مسألهای به خانه مرحوم آقای آشیخ مرتضای زاهد رفته بودم. زمانی كه وارد خانه شدم احساس كردم به غیر از من، آقایی در آنجا حضور دارد؛ وقتی داشتم وارد اتاق میشدم آن آقا از كنار من رد شد و بیرون رفت.
چون چیزی را نمیتوانستم ببینم به خوبی نفهمیدم در آنجا چه میگذرد؛ اما لحظاتی بعد آقا شیخ مرتضی به كنارم آمد و با یك شور و حالی به من فرمود:
خوشا به حالت آقا سیدمصطفی! خوشا به حالت!
من با دستپاچگی و تعجب عرض كردم: مگر چه شده است آقا جان؟!
و آقا شیخ مرتضی فرمود:
خوشا به حالت آقا سید مصطفی! آیا میدانی همین الآن چه بزرگواری از كنارت رد شدند و رفتند؟!
آقا سیدمصطفی!
این امام زمانت حضرت بقیة الله الاعظم(عج) بود كه در همین چند لحظه پیش از كنارت رد شد و بدن شریفش به عبای تو مالیده شد و ... »
ایشان نقل می کرد که بعد از شنیدن این ماجرا از فرط هیجان بارها قصد بیان این مطلب برای دیگران را داشته است، اما هر بار بطور غیرمنتظره امکان طرح این مطلب منتفی می شده است و تنها بعد از فوت شیخ مرتضی ایشان امکان این را پیدا می کند تا شرح حال این ملاقات را برای بقیه نقل کند. »
( نکته قابل توجه اینکه شیخ مرتضی هیچ اشاره ای به تشرف خودش به محضر حضرت نکرد واین حکایت از عظمت روح آن بزرگوار و کشتن هوای نفس دارد. )
پنجشنبه 30 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
زندگی و احوالات عارف بی نظیر ملاحسین قلی همدانی
تولد
آیت الله جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی در جزینی به سال 1239 ق در روستای « شوند» از توابع همدان دیده به جهان گشود.
پدرش رمضانعلی نام داشت و پیشه چوپانی برگزیده بود. وی علاقه فراوانی داشت که فرزندانش به تحصیل علم بپردازند و در زمره عالمان درآیند. به همین جهت حسینقلی را برای تحصیل به تهران فرستاد.
خانواده ، پدر و مادر
از خانواده ایشان اطلاعات فراوانی در دسترس نیست اما این را میدانیم که خاندان مرحوم رمضانعلی شوندی که پدر ایشان می باشد از اعقاب جابربن عبدالله انصاری صحابی معروف رسول خدا بوده اند که قرن ها در این روستا زندگی می کرده اند و پیراهنی را که حضرت علی علیه السلام به جابر بن عبدالله انصاری عطا کرده بود از او به یادگار داشتند.
چهارشنبه 29 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
طهارت موجب افزونی رزق میشود-استاد صمدی آملی
بسم الله الرحمن الرحیم
طهارت انسان در هر دو بخش ظاهری و باطنی آن موجب افزایش رزق است . اگر طهارت ظاهری
باشد بـر رزق ظاهری افزوده می شود و اگـر طهارت باطنی باشد بـر رزق باطنی افزوده می گردد .
منتهی باید بـه نكته ای در بحث رزق تـوجه كـرد و آن اینكه در اصطلاح عامه ، آن مقـدار از امـور
مادی كه صرف خرج ظاهری بـدن انسان می گردد كه مورد نیاز اوست و كـم و زیادی ندارد ، تعبیر
به رزق می كنند . زیرا باید حساب رزق و
طهارت ذهن استاد صمدی آملی
بسم الله الرحمن الرحیم
در بحث اقسام طهارت باطنی ، بعد از طهارت قوه خیال به طهارت ذهن اشاره می فرمایند : «و طهارت
ذهن از افکار ردی و از استحضارات غیر واقع غیر مفید . » کار قوه خیال صورتگری اشکال و صور
است و کـار ذهـن حاضر کردن چیزهایی است که در مقام تفکر انسان می گذرد . باید ذهـن را از افکار
پست و فکر کردنهای نامربوط باز داشت . زیرا ذهن دائماً مشغول كار است . حتی آن موقع كه شخص
خوابیده است .ذهن آنچه را كه در بیداری فكر كرده بود
دوشنبه 27 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
گزیده ای از وصایای علامه شعرانی (ره) استاد علامه حسن زاده آملی
-----------------------------------------------------------------------------------
توصیه ای به برادرانم: یعنی طالبان علوم دین، و پژوهندگان آثار سرور انبیا (ع) كه بدین كتاب می نگرد، بزرگترین چیزی كه بر طالب علم واجب و ضروری است، خالص گردانیدن نیت اوست كه بنده را توفیق می دهد و وسایل طاعت خویش را برایش فراهم می آورد و هموست كه راه درست را در قلوب بندگانش الهام می بخشد. اگر اخلاص نیت نباشد هیچ كس موفق نمی شود از نردبان دانش بالا رفته، یا از آموخته های خود سودی برد....... از دیگر اموری كه بر طالب علم واجب است، پارسایی و پرهیز از حرامها و مسائل شبهه ناك، و نیز مواظبت بر عبادات است، زیرا هیچ كس از علم خود سودی نمی برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهای مردمان نیز بواسطه عالم بی تقوا آرامش نمی یابد.........
چهارشنبه 1 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
212 نکته اخلاقی و سیروسلوک از آیت الله بهجت
118. خدا کند گرمی باطنی و اُنس باطنی به قرآن و دین و مقدمات و لوازم دینداری داشته باشیم و کتاب و عترت، ما را کافی باشد، تا حقّانیّت دین نزد ما یقینی گردد. [در محضر بهجت:1/10]
119. برخی از مقربین، از شوق لقای بهشت مرده اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر می گذارد... [در محضر بهجت:1/11]
120. خدا می داند که صاحبان مقامات معنوی در اوقات خلوت و مناجات، چه حالی دارند؛ و خاموشی فکر، چگونه آنها را در اثر مشاهدۀ انوار الهی می سوزاند ولو در مدت کوتاه! [در محضر بهجت:1/11]
121. در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین این که: با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت... به دست او است مجالست کنیم، یا با کسی که هیچ ندارد؟[در محضر بهجت:1/13]
122. ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم؛ و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم. [در محضر بهجت:1/13]
سه شنبه 9 مهر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
اخلاق در خانوادهشیخ جواد انصاری |
آری انصاری تنها به علم نپرداخته و یا تنها به سراغ عبادت و شب زنده داری و معنویت نرفته است، او انسان کامل و نه تنها کامل در عبادت بلکه کامل در علم، کامل در عمل و کامل در اخلاق و او در واقع صاحب علم حقیقی است. |
خصوصیات فردی شیخ جواد انصاری |
|