تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان - عثمان زن مظلومی را بر أثر ندانستن حكم ، سنگسار كرد

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

عثمان زن مظلومی را بر أثر ندانستن حكم ، سنگسار كرد

 

 نظیر این‌ قضیّه‌ در زمان‌ حكومت‌ عثمان‌ اتّفاق‌ افتاد، و عمثان‌ حكم‌ به‌ رَجْم‌ زن‌ بیگناه‌ كرد، و وقتی‌ كه‌ اعلام‌ و احتجاج‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ با عثمان‌ واقع‌ شد، زن‌ بیچاره‌ را سنگسار كرده‌ بودند؛ و كار از كار گذشته‌ بود.

 سُیُوطیّ در «الدُّرُّ المنثور» گوید: ابن‌ منذر، و ابن‌ أبی‌ حاتم‌ از بَعْجَةُ بْنُ عَبْداللهِ جُهَنّی‌ تخریج‌ كرده‌اند كه‌ او گفت‌: مردی‌ از طائفة‌ ما (جُهَنّی‌ها) زنی‌ را نیز از طائفه‌ ما گرفت‌. زن‌ درست‌ در سر شش‌ ماه‌ بچّة‌ كاملی‌ زائید. شوهر این‌ زن‌ پیش‌ عثمان‌ رفت‌؛ و داستان‌ را شرح‌ داد. عثمان‌ امر كرد تا او را سنگباران‌ كنند.

 خبر این‌ قضیّه‌ را برای‌ علیّ (رضی‌ الله‌ عنه‌) آوردند. علیّ به‌ نزد عثمان‌ آمد، و گفت‌: چه‌ می‌كنی‌؟!

 عثمان‌ گفت‌: این‌ زن‌ در رأس‌ شش‌ ماهگی‌ بچّة‌ تامّ و تمامی‌ زائیده‌ است‌؛ مگر این‌ امر تصوّر دارد؟!

 علیّ (رضی‌ الله‌ عنه‌) گفت‌: آیا نشنیده‌ای‌ كه‌: خدای‌ تعالی‌ می‌گوید: وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَـ'ثُونَ شَهْرًا؛ و نیز می‌گوید: حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ؛ چقدر می‌یابی‌ تو كه‌ از این‌ مقدار بعد از كسر كردنِ دو سال‌ باقی‌ بماند، مگر شش‌ ماه‌؟!

 عثمان‌ گفت‌: سوگند به‌ خدا كه‌ من‌ فهمم‌ به‌ این‌ مطلب‌ نرسیده‌ بود. اینك‌ بروید و زن‌ را نزد من‌ بازگردانید! چون‌ رفتند زن‌ را برگردانند؛ دیدند كارش‌ تمام‌ شده‌؛ و زیر سنگ‌ها جان‌ داده‌ است‌.

 وقتی‌ كه‌ این‌ زن‌ را برای‌ رجم‌ می‌بردند از جملة‌ سخنانش‌ به‌ خواهر خود این‌ بود یَا أُخَیَّةَ لاَ تَحْزَنِی‌ فَوَاللَهِ مَا كَشَفَ فَرْجِی‌ أحَدٌ قَطُّ غَیْرُهُ!

 «ای‌ مهربان‌ خواهر من‌! غمگین‌ مباش‌! سوگند به‌ خدا هیچكس‌ جز شوهرم‌ با من‌ آمیزش‌ ننموده‌ است‌ (و خدا پرده‌ را بر می‌دارد، و روشن‌ می‌سازد كه‌ من‌ مظلوم‌ و بی‌گناه‌ بوده‌ام‌).»

 راوی‌ روایت‌: بعجة‌ بن‌ عبدالله‌ جُهَنّی‌ گوید: این‌ بچّه‌ بزرگ‌ شد، و رشد و نما كرد، و این‌ مرد اعتراف‌ به‌ فرزندی‌ او نمود؛ و از تمام‌ مردم‌، این‌ بچّه‌ به‌ این‌ مرد شبیه‌تر بود. و به‌ جرم‌ و جنایتی‌ كه‌ این‌ مرد نموده‌ بود؛ و به‌ زن‌ بی‌گناه‌ خود نسبت‌ زنا داده‌ بود؛ می‌گوید: من‌ دیدم‌ او را بعد از این‌ كه‌ یَتَسَاقَطُ عُضْوًا عُضْوًا عَلَی‌ فِرَاشِهِ،در بستر افتاده‌، و تمام‌ أعضاء بدنش‌، یكی‌ پس‌ از دیگری‌ فرو می‌ریخت‌.»

 این‌ روایت‌ را مَالِك‌، و بیهقّی‌،و عینی‌ روایت‌ كرده‌اند و علاّمة‌ فقید آید الله‌ طباطبائی‌، از سیوطی‌، در «الدُّرُّ المنثور» حكایت‌ نموده‌، و سیّد محسن‌ جبل‌ عاملی‌ در كتاب‌ «عجائب‌ الاحكام‌» آورده‌؛ و علاّمة‌ أمینی‌ در «الغدیر» از مصادر آن‌ آورده‌ است‌.[

 باری‌ این‌ است‌ طرز حكومت‌ خلفای‌ جور، كه‌ در ریختن‌ خون‌ مظلومان‌ و بی‌گناهان‌ آستین‌ بالا زده‌، و عذر خود را عدم‌ علم‌ به‌ كتاب‌ و سنّت‌ می‌دانند؛ و سوگند هم‌ می‌خورند كه‌ نمی‌دانستیم‌. آخر كسی‌ نبود به‌ این‌ دایگان‌ مهربان‌تر از مادر بگوید: چه‌ كسی‌ شما را خلیفة‌ المسلمین‌، و أمیرالمؤمنین‌، و خلیفة‌ رسول‌ الله‌ خوانده‌؛ و در برابر كدام‌ اُمّت‌ شما این‌ برچسب‌ را به‌ خود زده‌اید؟ شما خلیفة‌ رسول‌ الله‌ و أمیر مؤمنان‌ را از مقامش‌ ساقط‌ می‌كنید، تا كه‌ برود در باغهای‌ مدینه‌ و خارج‌ مدینه‌ آبیاری‌ كند و شخم‌ بزند؛ و شما با اعتراف‌ به‌ جهل‌ و نادانی‌ خود، نام‌ خلیفه‌ و امیر بر خود بنهید و جانشین‌ و قائم‌ مقام‌ رسول‌ بدانید؟

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :