تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان - پرسش و پاسخ معرفتی از علامه طباطبایی

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

چهارشنبه 7 مرداد 1388

پرسش و پاسخ معرفتی از علامه طباطبایی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

 

پرسش و پاسخ معرفتی از علامه طباطبایی

آثار ویژه هر یك از گناهان

س 496- در دعاى كمیل مى خوانیم : اللهم اغفرلى الذنوب التى تهتك العصم ، اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل النقم خداوندا، گناهانى را كه پرده ها را مى درد بر من ببخشاى ، خدایا، گناهانى را كه عذابها را نازل مى كند بر من بیآموز.
آیا از این جملات استفاده مى شود كه هر كدام از گناهان اثر خاصى دارند؟
ج -
بله ، چنانكه گناهان با هم فرق دارند، تبعات و آثار آنها نیز فرق دارند، و هر گناهى اثر خاصى دارد كه در دعا به بعضى از آنها اشاره شده است .

معناى وسیع مغفرت


س 497- آیا در مغفرت ، تحقق گناه لازم است ، تا اطلاق غفران بر خداوند صحیح باشد؟
ج -
تحقق گناه ثابت در اطلاق غفران بر خداوند متعال لازم نیست ؛ زیرا در جایى از قرآن كریم با اینكه عمل در مقام اضطرار است و معصیت نیست ، تعبیر به مغفرت نموده و مى فرماید: فمن اضطر فى مخمصه غیر متجانف لاثم ، فان الله غفور رحیم (مائده : 3)
پس هرگاه كسى در روزگار مجاعت و سختى از روى اضطرار و ناچارى بى آنكه به گناه متمایل باشد (اگر از آنچه منع شده است بخورد)، بى تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .

چگونه توبه باعث آمرزش گناه مى شود؟

س 498- چگونه توبه باعث آمرزش گنهكاران مى گردد و توبه كنندگان مورد عذاب واقع نمى شوند؟
ج -
زیرا خداوند متعال به وسیله توبه از آن ها خشنود مى گردد، و در حقیقت توبه نظیر آب كرى است كه همه چیز را پاك مى كند.

س 499-
براى نمونه كسى كه هفتاد سال گناه كرده ، چگونه با توبه پاكیزه مى گردد؟
ج -
وقت ى خداوند متعال از ذات وجود گناهگار راضى شد، گناه را به حسنه و كار نیك مبدل مى سازد و به آن مى فرماید:
(كونى حسنات  به حسنه و كار نیك تبدیل شو.
چنانكه خود در جایى مى فرماید: الا من تاب و آمن ، و عمل صالحا، فاولئك یبدل الله سیئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحیما (فرقان : 70)
مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند، پس خداوند بدى هایشان را به نیكى ها تبدیل مى كند، و خط همواره آمرزنده مهربان است .
چنان كه در مقابل ،
(حبط) نیز داریم . (مائده : 5، انعام : 88، هود: 16، بقره : 217 و...)

س 500-
آیا از این فعل ، انقلاب ماهیت لازم نمى آید؟
ج -
خیر، عملى كه كرده مورد رضاى خدا نبوده ، با توبه خدا از او راضى مى شود، و ذات كه پاك شد، اثر آن نیز پاك مى گردد.

طلب مغفرت ، حاجتى كه یك عمر مورد طلب معصوم علیه السّلام قرار گرفته است

س 501- در فرازى از مناجات شعبانیه مى خوانیم : الهى ، ما اظنك تردنى فى حاجه قد افنیت عمرى فى طلبها منك . معبودا، گمان نمى كنم كه مرا كه عمرم را در راه در خواست یك حاجت از تو، تلف كردم محروم كنى .
منظور چه حاجتى است كه یك عمر مورد طلب قرار گرفته است ؟
ج -
مقصود طلب مغفرت است
علمى بودن فعل نفسانى

س 502- آیا امكان دارد فعل نفسانى ، غیر علمى باشد؟
ج -
نفس مدبر بدن است و یك سلسله قوى و عواطفى دارد، بنابراین تمام افعال با واسطه یا بى واسطه ، فعل نفس ‍ است ؛ ولى همه افعال نفس ، تابع علم نیست ، مانند جحود، التزام ، تجزم و تبانى .

س 503-
آیا جحد و انكار علمى نیست ؟
ج -
یعنى فعل ارادى مسبوق به علم نیست ، زیرا مبادى فعل ارادى ، مانند علم به فایده و شوق و... را ندارد.

روش كسب فضایل اخلاقى

س 504- در حالات مرحوم حاجى سبزوارى آورده اند كه پسر ایشان از دنیا رفت ، و هیچ تزلزلى براى او حاصل نگشت ، این چه نوع قوت قلب است ؟
ج -
نزد مرحوم آقا سید حسین بادكوبه اى قدس سره كتاب (شفاء) ابن سینا را مى خواندیم ، و محل درس در پشت بام مدرسه بادكوبه در نجف اشرف بود، همین كه درس را شروع كردند، یك نفر خبر آورد كه فرزندشان از دنیا رفته . فرمودند: بعد از درس مى آیم ، و هیچ تزلزل پیدا نكردند.
و مرحوم حاج سید على قاضى قدس سره خانه زیبایى داشت ، یكى از اهل كوچه با ایشان برخورد كرده و ایشان با حال خنده به او فرموده بود: خانه خراب شد!

س 505-
آیا این گونه حالتها را مى شود كسب كرد؟
ج -
در علم اخلاق گفته اند كه این گونه حالات از راه تكرار عمل به دست مى آید، مثلا آدم ترسو، باید به جاهاى هولناك برود تا تدریجا براى او عادى شود و ملكه شجاعت را پیدا كند. و همچنین درباره صبر گفته اند: فواید صبر را ملاحظه كند و اعمال را كه موجب حصول ملكه صبر مى شود، انجام دهد تا به ملكه صبر دست یابد.

طاعت و بندگى چیست ؟

س 506- آیا منظور از طاعات و بندگى ، ذكر و توجه به خداست ؟
ج -
البته همینطور است ، و این مسلم است ، زیرا دین حكم است ، و اوامر و نواهى حكمند، و خداوند سبحان مى فرماید: ان الحكم الا الله (انعام : 17، یوسف : 40 و 47)
حكم و فرمانروایى تنها براى خداست .
پس دین تنها براى خداست .

معناى اعراض از ذكر

س 507- در تفسیر آیه شریفه من اعرض عن ذكرى ... (هر كس از یاد من دل بگرداند...) فرموده اید: (سبیل خدا، ذكر خداست ، و عبادت بدون خطور و حضور قلبى ، اعراض از ذكر خدا است این استفاده از كلام شما درست است ؟
ج -
تقریبا.

س 508-
آیا از كسانى كه در راه خدا نیستند (اهل معصیت و اهل غفلت ) نیز باید اعراض كرد؟
ج -
بله ، از آنها هم باید اعراض كرد. خداوند سبحان خطاب به پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم مى فرماید: فاعرض عن من تولى عن ذكرنا، و لم یرد الا الحیاة الدنیا (نجم : 29)
پس از هر كس كه از یاد ما روى برتافته و جز زندگى دنیا را اراده نكرده است ، روى برتاب .

س 509-
آیا این خطاب متوجه دیگران هم مى شود؟
ج -
بله ، لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه ... (احزاب : 21): (قطعا براى شما در اقتدا به رسول خدا، الگویى نیكوست ...)

س 510-
منظور از اعراض از اهل غفلت چیست ؟
ج -
معاشرت نكردن و نیز پیروى ننمودن از آنان .

غریم لایقضى دینه

س 511- معناى این جمله چیست كه در بعضى روایات آمده است : (انسان هر چه عبادت انجام دهد، نباید از خود، راضى باشد)؟ ج - این رضایت و خشنودى از خود همان (عجب ) است ، و مقصود از این روایات آن است كه انسان همواره نسبت به اعمال خود ناراضى باشد. در روایت دیگر درباره خداوند متعال آمده است : غریم لایضى دینه
خداوند، طلبكارى است كه هیچگاه بدهى او پرداخت نمى گردد.
یعنى خداوند نسبت به بندگان خویش حقوقى دارد كه هیچ كس كما هو حقه و چنانكه باید نمى تواند آن را ادا كند.
حضرت استاد قدس سره را جلسه اى دیگر مى فرموند: صحیح نیست كه عبارت معروف ما عرفناك حق معرفتك
(خدایا، تو را چنانكه تویى نشناخته ایم ) از لسان معصومین علیهم السلام نسبت به خداوند متعال صادر شود، و در هیچ یك از مجامع روایى از آن حضرت نقل نشده است . بلكه صحیح همان عبارت ما عبدناك حق عبادتك  (خدایا، تو را چنانكه شاید نپرستیده ایم .) مى باشد.

معناى آتیناه حكما و علما

س 512- مقصود از (حكم ) و (علم ) در آیه : آتیناه حكما و علما (به او حكمت و دانش عطا كردیم .) چیست ؟
ج -
گویا منظور از (حكم ) مسائل دینى و مراد از (علم ) معارف است ، كه درباره حضرت موسى و یحیى و یوسف و برخى دیگر از پیامبران علیهم السلام آمده است ....؟

معناى احسان و مقامات محسنین

س 513- خداوند سبحان درباره حضرت یوسف مى فرماید: و لما بلغ اشده ، آتیناه حكما و علما، و كذلك نجزى المحسنین (یوسف : 22)
و چون به حد رشد رسید، او را حكمت و دانش عطا كردیم . و نیكوكاران را چنین پاداش مى دهیم .

محسنین چه كسانى هستند؟
ج - محسنین یعنى نیكوكاران ، یعنى كارى كه مى كنند نیك است و بدكار نیستند. خود حضرت یوسف علیه السّلام به خود محسن مى گوید. آنجا كه خطاب به برادرانش فرمود: انا یوسف و هذا اوحى ، قد من الله علینا، انه من یتق و یصبر، فان الله لایضیع اجر المحسنین . (یوسف : 90)
من یوسفم و این برادر من است ، به راستى كه خدا بر ما منّت نهاده است ، بى گمان هر كه تقوا و صبر پیشه كند، خدا پاداش نیكوكاران را تباه نمى كند.

س 514-
آیا از جمله كذلك نجزى المحسنین مى توان استفاده كرد كه به هر محسن و نیكوكارى چنین پاداش داده مى شود؟
ج -
این تعمیم براى هر كس نیست كه هر محسنى خواه پیغمبر باشد یا غیر پیغمبر، پاداش جزاى او یكى باشد.

س 515-
(المحسنین ) جمع محلى به لام است و افاده عموم مى كند، یعنى براى هر محسن چنین است .
ج -
از عبارت (كذلك نجزى المحسنین ) تنها استفاده مى شود كه خداوند به هر محسن و نیكوكار نعمت و پاداش ‍ عنایت مى كند، و استفاده نمى شود كه احسان در همه موارد یكسان است ، و جزاى خداوند متعال هم در حق آنان یك نواخت باید باشد.

س 516-
احسان چیست ؟
ج -
احسان در روایت نبوى صلى اللّه علیه و آله و سلم این گونه تفسیر شده است : ان تعبد الله كانك تراه ، فان لم تكن تراه فانه یراك  احسان آن است كه خدا را به گونه اى عبادت كنى كه گویى او را مى بینى ، و اگر تو او را نمى بینى ، قطعا او ترا مى بیند.

س 517-
آیا این روایت از طریق شیعه هم وارد شده است ؟
ج -
بعید العهدم به یاد ندارم ، باید داشته باشیم . به نظر مى رسد از طریق عامه و خاصه وارد شده است

س 518- آیا ایتاى حكم و علم ، مافوق احسان به معناى گذشته است كه ان تعبدلله كانك تراه ....؟
ج -
حكم و علم مراتب دارد و در رابطه با هر یك از محسنین به یك معنى است .

س 519-
آیا امكان دارد این (كان ) به (ان ) تبدیل شود؟
ج -
حضرت رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم به جوانى فرمودند:
(كیف انت ؟)
حالت چطور است ؟
وى در جواب عرض كرد: ... كانى انظر الى عرض ربى و قد وضع للحساب ، كانى انظر الى اهل الجنه یتزاورون فى الجنه ، و كانى اسمع عواء اهل النار فى النار  ... گویى مى بینم كه عرش پروردگارم براى حساب رسى (روز قیامت ) نهاده شده ، و گویى بهشتیان را مى بینم كه در بهشت به دیدار یكدیگر مى روند، و گویى زوزه اهل جهنم را در جهنم مى شنوم .

س 520-
پس معلوم میشود كه حقیقت آخرت را درك مى كرده است ؟
ج -
از جمله ان لكل یقین حقیقة (براى هر یقینى ، واقعیتى است ). و نیز از جمله كه مى فرماید: هذا عبد نور الله قلبه بالایمان . (این بنده ایت است كه خداوند دل او را با نور ایمان منور ساخته است .) معلوم مى شود كه مشاهده بوده است .

س 521-
آیا (ان ) از (كان ) برتر نیست ؟
ج -
اگر (ان ) مى گفت ، استفاده مى شد كه بهشت و جهنم مادى را مى دیده ، و حال آنكه مثال بهشت و جهنم را مى دیده است .

س 522-
در حدیثى از امام صادق علیه السّلام آمده است : لازلت اكررها حتى سمعتها من قائلها.پیوسته آیه را تكرار مى كردم تا اینكه آن را از گوینده اش (خداوند سبحان ) شنیدم .
آیا بیان
سمعتها من قائلها (از گوینده اش ( خدا) شنیدم ) از بیان (كانى ) در حدیثگذشته برتر نیست تا در نتیجه مقام حضرت صادق علیه السّلام از محسنین بالاترباشد؟
ج - مرحوم شیخ بهائى رحمه الله در آخر كتاب (مفتاح الفلاح ) نقل مى كند كه حضرت صادق علیه السّلام آیه (ایاك نعبد) (فاتحه (حمد): 5): (تنها تو را مى پرستیم ) را تكرار كرد تا اینكه افتاد و از هوش رفت بعد از به هوش آمدن . فرمود: كررتها حتى سمعتها من قائلها. از این بیان نمى توان فهمید كه از محسنین بالاتر بوده اند. محسنین كسانى هستند كه خداوند سبحان را چنان عبادت مى كنند كه گویى او را مى بینند (حتى كانهم یرونه ) و عبارت منقول از حضرت صادق علیه السّلام نیز كررتها حتى سمعتها من قائلها آمده است ، عبارت دو گونه است .

س 523-
آیه (حارثه بن مالك ) مى خواست اهل بهشت و جهنم را به پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلم معرفى كند و از پس پرده خبر دهد؟
ج -
بله ، لذا پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود: بیشتر پرده بر ندار.(حسبك
س 524-
آیا از اینجا استفاده نمى شود كه وى حقیقت آخرت را درك مى كرده است ؟
ج -
گویا چنین است .

امیرالمؤ منین علیه السلام ، سرچشمه عرفان حقیقى

س 525- عرفان حقیقى از حضرت امیر المؤ منان علیه السّلام بوده یا از رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم و آیا (زید بن حارثه ) تربیت یافته امیر المؤ منان علیه السّلام بوده است ؟
ج -
(كمیل )، (رشید)، (میثم تمار) و عده اى دیگر حقایق عرفانى را از حضرت امیر مومنان علیه السّلام نقل مى كنند؛ امام خود حضرت امیر علیه السّلام تربیت شده حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلم است ، صحابه نیز تربیت یافته حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم هستند.

حیات طیبه در قرآن كریم

س 526- مقصود از (حیات طیبه ) در آیه شریفه ذیل چیست ؟ خداوند سبحان مى فرماید: من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤ من ، فلنحیینه حیاه طیبه ... (نحل : 97)
هر كس از مرد یا زن كار شایسته انجام دهد و مومن باشد، قطعا او را زندگى خوشگوار، (حیات حقیقى ) مى بخشیم ...
ج -
مراد حیات معنوى ، و حیات قرب و مشاهده است كه شرط آن بندگى و اخلاص در بندگى است . حیات ظاهرى همین خوردن و خوابیدن و... است و حیات معنوى به انجام اعمالى است كه در آنها مشاهده حق و تقرب به حق باشد.

معناى انى جاعل فى الارض خلیفه

س 527- معناى خلیفه در آیه شریفه (انى جاعل فى الارض خلیفه ) (بقره : 30): (من در زمین جانشینى گماشتم ) چیست ؟
ج -
یعنى ، گویا خداى روى زمین بودن و سرپرستى عالم را بر عهده داشتن . در روایتى بدن مضمون آمده است : حضرت آدم علیه السلام در بهشت دوست و خلیلى از ملائكه داشت ، بعد از هبوط حضرت آدم علیه السّلام براى دورى خیلى به آن ملك سخت مى گذشت ، لذا از خداوند متعال خواست به دیدار حضرت آدم علیه السّلام برود، خداوند اجازه داد و وى هبوط كرد. وقتى حضرت آدم علیه السّلام او را دید گریه كرد. آن ملك به حضرت دلدارى داد و گفت : وقتى كه خداوند مى خواست تو را خلق كند، به ما ملائكه فرمود: انى جاعل فى الارض خلیفه و تو از اول براى عالم خاكى خلق شده بودى و باید از اینجا بالا روى 
امكان نیل به مقام محمود

س 528- آیا در خواست مقام محمود از خداوند فایده اى به حال ما دارد؟ و آیا ممكن است كسى غیر از حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم به آن مقام برسد؟
ج -
بله ، چرا ممكن نیست ، براى كسى كه تابع و پیرو آن بزرگواران علیهم السلام باشد.
آنها اولا و بالذات واجد این مقام هستند، و دیگران هم از آنها و در طول آنها دارند. ابتدا پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم ، بعد امیرالمؤ منین علیه السّلام سپس ائمه علیهم السلام بعد اولیاء اخیار.

تفاوت معناى عقل و لُبّ

س 529- تفاوت عقل و لُبّ چیست ؟
ج -
عقل به خیر و شر هدایت مى كند، و لب به توحید و معرفت . و اولوا الالباب كسانى هستند كه به حقیقت راه یافته اند. خداوند سبحان مى فرماید: ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الالباب ، الذین یذكرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم ... (آل عمران : 190 و 191)
مسلما در آفرینش آسمانها و زمین ، و در پى یكدیگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه هاى روشنى وجود دارد، همان كسانى كه خدا را در حال ایستاده و نشسته ، و وقتى كه به پهلو آرمیده اند، یاد مى كنند...
در حدیث قرب نوافل نیز آمده است : كنت سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به و... و در حدیث معراج نیز آمده است و لاقومن له مقام عقله ، و لاستغفرقن عقله بمعرفتى 
(و قطعا خود به جاى عقل او قرار مى گیرم ، و عقل او را در معرفت خویش غرقه مى كنم .) كه از آن هم استفاده مى شود: و كنت عقله الذى یعقل به .

معناى حدیث یا موسى ، انى انا الله فوق العباد...

س 530- معناى این حدیث قدسى چیست كه خداوند متعال مى فرماید: یا موسى ، انى انا الله فوق العباد، و العباد دونى ، و كل لى داخرون ، فاتهم نفسك على نفسك  اى موسى ، من خدایم و بالاتر از بندگان و آنها پایین تر از من و همگى در برابر من كوچك و خوارند، بنابراین (همواره ) نفس خود را متهم كن .
ج -
یعنى وقتى كه دانستى خداوند متعال قاهر، و مخلوقات ، ما دون او، داخر و خردند، باید نفس خود را ذلیل بشمارى و خیال نكنى كه از تو كارى ساخته است .
ما هیچیم و در ظلمت و ظلمتكده هستیم و تنها امید و توجه ما باید به خدا باشد، و خیال نكنیم در امور كار سازیم 

معناى حدیث اخلص فى المساله لربك ...

س 531- معناى این فرمایش كه در نامه حضرت امیر مؤ منان علیه السلام به امام حسن مجتبى علیه السّلام آمده چیست ؟ اخلص فى المساله لربك ، فان بیده العطاء و الحرمان در درخواست و دعا به درگاه پروردگارت اخلاص داشته باش ، زیرا كه بخشش و محروم ساختن (هر دو) به دست اوست .
ج -
یعنى در سوال و خواستن حوایج ، توجه قلبى ات تنها به خداوند باشد، زیرا همه خیرات از ناحیه او مى رسد، و محرومیت نیز از اوست ، هم عطا و هم حرمان به دست اوست ، لذا نباید به غیر او توجه داشت ، بلكه تنها باید از او در خواست نموده ، چنانكه قرآن مى فرماید: و اذا سالك عبادى عنى ، فانى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان ، فلیستجیبوا لى و لیؤ منوا بى لعلهم یرشدون . (بقره : 186)
و هرگاه بندگان من ، از تو درباره من بپرسند، (بگو:) من نزدیكم ، و دعاى كننده را به هنگامى كه مرا بخواند، اجابت كنم ، پس آنان باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد كه راه یابند.

معناى صدق فى المواطن

س 532- فرمایش حضرت امیر مؤ منان علیه السّلام در جواب پرسش صعصعه بن صوحان چیست ؟ آنجا كه صعصعه عرض ‍ كرد.
(اى الناس اكرم ؟)
چه كسى از همه مردم گرامى تر است .
حضرت علیه السّلام فرمود:
من صدق فى المواطن 
كسى كه در تمام جایگاهها راستگو باشد.
ج -
مقصود از (مواطن ) مراتب تقوى است ، یعنى صبر و تسلیم و...كه مواطن و منازل تقوى هستند، یعنى تقوى را با همه مراتب كمالات و مراحلش كه خاشعیت ، صابرین ، مخبتین و مؤ منین دارند، صادقانه تحصیل نماید.

معناى راس الحكمه مخافه الله

س 533- مقصود از این روایت منقول از امام صادق علیه السلام چیست كه مى فرماید:
راءس الحكمه مخافه الله 
سرآمد (راه تحصیل ) حكمت ، خوف خداست .
ج -
یعنى حكمت به وسیله امورى حاصل مى شود، كه بالاترین آن مخافه الله است ، كه همان خوف و خشیت باطنى ، مى باشد.

معناى من تخشع لى ، تخشع له كل شى ء

س 534- معناى این حدیث قدسى چیست كه خداوند سبحان مى فرماید:
من تخشع لى ، تخشع له كل شى ء
هر كس در برابر من فروتنى كند، تمام موجودات براى او فروتنى خواهند كرد.
ج -
كلمه (خوف ) در خوئف ظاهرى استعمال مى شود، و خشیت به امر باطنى مربوط است . و خشوع موجودات عبارت است از خضوع و انكسار و انقیاد آنها نسبت به كسى كه به كمال رسیده باشد. و علت خشوع آنها براى صاحب كمال و معرفت آن است كه ولى خدا مقامش بالاتر از بقیه موجودات و مجراى فیض براى پایین ترها مى باشد، و همه اشیاء در تحت اختیار و اراده او هستند، و معجزات انبیا و كرامات انبیاء علیهم السلام از قبیل نسوزاندن آتش ، سخن گفتن سنگریزه ، غرق نكردن دریا، شكافتن ماه ، و جوشید چشمه از سنگ ، انواعى از خشوع موجوات در برابر اولیاى خدا مى باشد.

معناى اعمل لكل یوم بما فیه ترشد

س 535- معناى این روایت چیست كه مى فرماید: اعمل لكل یوم بما فیه ترشد
در هر روز به آنچه كه در آن رهنمون مى گردى عمل كن .
ج -
منظور سازگارى با سختى یا گشایش وارده ، و رضا به قضاى الهى است در هر روز به آنچه پیش مى آید.
و یا مقصود عمل به دستورات شرعى و تكالیف عبادى است كه در هر روز و شب وارد است و موجب ارشاد به توحید مى گردد، زیرا هر عبادت (چه واجب و چه مستحب ) دریچه اى از قرب خداوند سبحان را به سوى بنده باز مى كند.

معناى علماء امتى افضل من انبیاء بنى اسرائیل

س 536- منظور از این روایت كه از حضرت رسول اكرم نقل شده چیست كه مى فرماید: علماء امتى افضل من انبیاء بنى اسرائیل
علماى امت من ، از پیامبران بنى اسرائیل برترند.
ج -
این حدیث در روایات متعدد از طریق شعبه به این تعبیر آمده است :
علماء امتى كانبیاء بنى اسرائیل 
علماى امت من مانند پیامبران بنى اسرائیل هستند.
و در حدیثى در كتاب
(دعائم الاسلام ) كه راوى آن شش امامى است آمده است : علماء امتى افضل من انبیاء بنى اسرائیل .
علماى امت من از پیامبران بنى اسرائیل برتر هستند.
بنابراین ، حضرت رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم مى فرماید: علماى امت من نیز مانند هشت هزار پیامبر بنى اسرائیل علیهم السلام كه به ارشاد و هدایت مردم مى پرداختند، مى باشند كه به حسب مقتضیات زمان ، كار انبیاء بنى اسرائیل را كه تبلیغ و هدایت بوده ، انجام مى دهند.

س 537-
آیا علماى امت هاى دیگر نیز كار انبیاى خودشان را مى كردند؟
ج -
اثبات شى ، نفى ماعدا نمى كند.

معناى من اقام الفرائض ، فهو من اعبد الناس ...

س 538- در روایت آمده است : من اقام الفرائض ، فهو من اعبد الناس ، و من ترك المحرمات ، فهو من اورع الناس  هر كس واجبات را بپا دارد، از عابدترین مردم ، و هر كس محرمات را ترك كند، از پارساترین مردم است .
چگونه كسى كه واجبات را انجام مى دهد، اعبد از همگان ، و كسى كه محرمات را ترك مى كند از همه پارساتر است ؟
ج -
همینطور است ، كسى كه عبادتهاى خود را آن طورى كه خداوند متعال خواسته بجا آورد و نگذارد فوت شود، از عابدترین مردم است . (فهو من اعبد الناس ) و كلمه (من ) تبعضیه است یعنى چنین كسى در صف (عباد) قرار گرفته و از جمله آنها محسوب مى شود؛ همچنین هر كس تمام معاصى را ترك كن (و من ترك المحرمات ) البته بجز معاصى اتفاقى كه داءبش ‍ نبود بجا بیآورد كه خدا آن را عفو مى كند، چنانكه خداوند متعال در آیه 31 سوره نساء و آیه 32 سوره نجم صریحا مى فرماید:
از پارساترین مردم است : و از جمله آنها محسوب مى شود:
(فهو من اورع الناس .)

آثار وضوء و بسم الله الرحمن الرحیم

س 539- منظور از این روایت منقول از امام صادق چیست كه مى فرماید: اذا توضاء احدكم و لم یسم ، كان للشیطان فى وضوئه و صلاته شرك ، و ان اكل او شرب او لبس و كل شى ء صنعه ینبغى له ان یسمى علیه ، فان لم یفعل ، كان للشیطان فیه شرك . هرگاه یكى از شما وضو گرفت بسم الله الرحمن الرحیم نگفت . شیطان در وضو و نماز او شریك مى گردد. و اگر خورد و آشامید و یا لباس پوشید و یا هر كارى انجام داد شایسته است كه بسم الله الرحمن الرحیم بگوید. و اگر نگفت ، شیطان در آن شریك مى گردد.
ج -
وضوء نور است ، بسم الله هم نور است ، و اگر بسم الله گفته نشود اثر مخصوص آن نور را نخواهد داشت هر چند نماز خود بسم الله است . ولى مشروط به این است كه طهارتش نورى باشد. همچنین بقیه كارها مانند خوردن ، آشامیدن ، و پوشیدن و... اگر با نام خداى متعال انجام پذیرد، اثر معنوى در انسان بجا خواهد گذاشت .
عمرى خود سرانه به هوا و هوس گذراندیم ، آرى باید كارهاى ما منظم و با روح باشد كه متاءسفانه چنین نیست !!

استهزاء به عمل

س 540- اگر كسى عملى مانند زیارت بجا آورد بعد آن را به قصد استهزاء به دیگرى بفروشد چه صورت دارد؟
ج -
شخصى در گذشته با هزینه كردن مبلغ 108 تومان سابقه به مشهد مشرف شده بود، و با استهزاء به عمل و زیارت خود مى گفت . (آن را به 2 هزار (2 ریال ) مى فروشم !) در این صورت عمل او حبط مى شود، زیرا چنین كسى به اصل عمل و به ثواب آن بى اعتقاد گشته و كافر مى گردد، و عمل كافر حبط است . خداوند متعال مى فرماید: و قدمنا الى ما عملوا من عمل ، فجعلناه هباء منثورا (فرقان : 23)
و مى پردازیم به هرگونه عملى كه آنان به جا آورده اند، آنگاه آن را چون گردى پراكنده (و نابود) مى سازیم .

اهداء عمل

س 541- آیا اهداى عمل به دیگران جایز است ؟
ج -
در بعضى اعمال مستحبى و زیارت جایز است و در این زمینه روایت نیز وارد شده است .
از كجا بدانیم بلا براى ما نعمت است یا نقمت ؟

س 542- از كجا بدانیم بلاهایى كه بر ما وارد مى شود نعمت ، و یا نقمت و عذاب است ؟
ج -
تدبیر عالم نه بر یك اصل ، نعمت ، نقمت و عذاب ؛ و ابتلاء و امتحان استوار است . خداوند متعال مى فرماید: و نبلوكم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون (انبیاء: 35)
و شما را جهت آزمایش ، به بدو نیك امتحان مى كنیم .
و بلا نیز به معناى امتحان است ، خداوند مى فرماید: انا بلوناهم كما بلونا اصحاب الجنه . (قلم : 17)
ما آنان را به همان صورت كه باغداران را آزمودیم ، مورد آزمایش قرار دادیم .

س 543-
از كجا بدانیم كه بلا مانند بیمارى ، خیر و نعمت است تا از آن جلوگیرى نكنیم ، یا نقمت و شر و عذاب است تا از آن جلوگیرى نماییم ؟
ج -
با مراجعه كردن به قلب تا حدودى مى شود فهمید، به این صورت كه اگر قلب آرام ، و در حال تقرب و تقوى بود، مى توان فهمید كه نعمت است ، و اگر دل سخت و ناراحت بود، شر و نقمت است . در روایتى آمده است كه :
(گاهى خداوند بنده را یك ماه به بیمارى مبتلا مى كند تا در روز سى و یكم ، یك (یالله ) از روى اخلاص از او صادر مى شود.)
همچنین در حدیثى (ظاهرا نبوى صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد شده است كه مى فرماید: (اگر بخواهى بدانى كه خداوند متعال با تو چگونه معامله مى كند، ببین تو با او در چه حالى هستى .)

مراتب و معانى یقین

س 544- مراتب یقین و معانى آنها را بیان فرمایید.
ج -
مراتب یقین عبارتند از: علم الیقین ، عین الیقین ، و حق الیقین .
هرگاه انسان به چیزى یقین پید ا كند، به گونه اى كه هیچ گونه شك و شبهه در آن راه نداشته باشد، این یقین ،
(علم الیقین ) نامیده مى شود، ولى در هر حال این گونه آگاهى ، درك شیئى غایب است ، مانند اینكه انسان بدان مریضى درد دارد.
از این بالاتر،
(علم الیقین ) است یعنى چیزى را كه انسان یقینا درك كرده ولى براى او غایب بوده بیاید، مانند درك و مشاهده كردن مریض ، بیمارى و درد خود را.
و
(حق الیقین ) آن است كه كینونت وجودى انسان یقین گردد.
مثلا وقتى پروانه شمع را از دور مى بیند، به آن علم الیقین دارد؛ و نزدیك شدن آن به شمع ، عین الیقین است ، و حق الیقین آن وقتى است كه یقین آن ، ثبوت خارجى و واقعى پیدا كند و آن هنگامى كه صورت مى گیرد كه خود را در شمع بیفكند و بسوزد.
حضرت استاد قدس سره درجایى این گونه مثال مى زدند: انسان كه سوز آتش را درك مى كند و به آن یقین دارد، علم الیقین است ، و اگر آتش را لمس كند همچون ذغال در كنار آتش ، و سوز آتش را دریابد این عین الیقین است . و چنانكه تمام آتش شود و بسوزد همچون ذغال گداخته كه اثرى از تیرگى در او باقى نماند و تمام آتش شود كه اول و آخر او و ظاهر و باطن او آتش گردد، در این صورت كه با تمام وجود سوز آتش را دریافته و بدان رسیده و كینونت وجود او آتش گشته ، این را حق الیقین مى گویند.

علامت قبولى عبادت چیست ؟

س 545- علامت قبولى عبادت چیست ؟
ج -
در روایت آمده است : (عبادتى كه مورد قبول شده باشد، یك نوع خضوع و خشیت مى آورد.
معناى دعا

س 546- مرقوم فرموده اید: (دعا عبارت است از اینكه دعا كننده نخست مدعو را به خود متوجه كند) مقصودتان از این كلام چیست ؟
ج -
دعا، خواندن است ، یعنى متوجه كردن دل شنونده به سوى خواننده .

شادمانى

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :