تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان - آیا معاویه از کاتبان وحی بوده است؟

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

یکشنبه 21 تیر 1388

آیا معاویه از کاتبان وحی بوده است؟

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اعتقادات، 

آیا معاویه از کاتبان وحی بوده است؟

برخی از مورخان قبول ندارند که معاویه او در زمره نویسندگان وحی بوده است.{1} ابن جریر طبری ضمن بازگویی رخدادهای سال 72 هجری تحت عنوان «أسمأ من کتب للنبی(ص)» نام‏های کسانی که برای پیامبر(ص) کتابت و یادداشت میکردند. تنها از حضرت علی(ع) و عثمان یاد کرده و گفته است: «اگر آن دو نبودند، وحی را ابی بن کعب و زید بن ثابت مینگاشتند».{2} خالد بن سعید بن عاص و معاویْ بن ابوسفیان تنها نامه‏های پیامبر(ص) را برای پسران قبیله‏ها و سلاطین، مکتوب میکردند. اگر هم میبینیم کسانی چون ابن حجر{3} و ابن اثیر{4}، معاویه را کاتب پیامبر(ص) دانسته‏اند، معلوم نیست که مقصود آنان، کتابت و نگارش وحی بوده باشد؛ بلکه همان طوری که محمد بن عقیل علوی یمانی، تصریح کرده است که ادعای کتابت وحی برای معاویه صحیح نیست و هر کس چنین ادعایی کند، باید حداقل یک آیه را که معاویه بعد از نازل شدن، ثبت و ضبط کرده است، نمونه بیاورد.{5} ابن بکار در الاخبار الموفقیات از مدائنی چنین نقل کرده است: مطرف بن مغیرْ بن شعبه ثقفی گوید: با پدرم (مغیرْ بن شعبه) به نزد معاویه اعزام شدیم. پدرم کراراً نزد معاویه میرفت و

صحبت میکرد و بعد از بازگشت، از خردمندی و خوش‏رفتاری معاویه سخن میگفت. تا این که روزی غم‏زده و محزون بازگشت و از خوردن شام خودداری کرد. ساعتی منتظر ماندم. فکر کردم پیشامد بدی برای ما و در کار دولتی پدرم رخ داده است. به همین جهت از او پرسیدم: چه شده است که امشب غمگینی؟ گفت: پسر جان، من از پیشِ ناپاک‏ترین آدم‏ها میآیم. پرسیدم: چطور؟ گفت: در حالی که با معاویه جلسه خصوصی و محرمانه داشتیم، به او گفتم: تو ای امیرالمؤمنین، اکنون که به این مقام بلند رسیده‏ای، چه میشد اگر دادگری میکردی و دایره احسانت را وسعت میدادی ؛ زیرا تو دیگر پیر شده‏ای. چه میشد اگر به برادران هاشمیات (بنی هاشم) نظر لطف مینمودی و حق خویشاوندیشان را به جا میآوردی. به خدا امروز دیگر چیزی ندارند که تو را به هراس اندازد. در جوابم گفت: هیهات، محال است چنین کاری کنم! آن تمیمی {یعنی ابوبکر} به حکومت رسید و داد گسترانید و آن کارها را کرد، اما تا مرد، نامش هم از میان رفت، مگر این که گاهی کسی بگوید: ابوبکر. بعد از آن عدی{6} {یعنی عمر} به حکومت رسید و ده سال کوشید و تلاش نمود؛ اما تا مرد، نامش هم از میان رفت، مگر گاهی کسی بگوید: عمر. آن گاه هم از قبیله ما عثمان به حکومت رسید که هیچ کس نسبی به والایی او ندارد و آن کارها را کرد و با او آن رفتار شد؛ اما تا مرد، نام او و یاد هر چه کرده بود، نابود گشت. لکن آن هاشمی {رسول خدا} هر روز پنج بار نامش را به بانگ بلند میبرند و میگویند: أشهد أن محمداً رسولُ الله. با این حال ای بیمادر، چه کاری جاویدان خواهد ماند؟ به خدا هر کاری دفن میشود؛ دفن».{7} آیا چنین کسی که به تصریح شیعه و سنی بغض و کینه رسول خدا(ص) را در دل داشت و آرزوی محو نام و یاد آن بزرگوار را در دل میپرواند، شایستگی ورود در جرگه نویسندگان وحی را دارد؟ برخی بر این عقیده‏اند که حقیقت حال معاویه با دستاویز قراردادن این مطلب که او کاتب وحی بوده، بر مردم مشتبه شده است. آنان گمان میکنند داشتن چنین منصبی برای او فضیلت به شمار میرفته است، در حالی که واقع امر چیز دیگری است. معاویه همچون عبدالله بن سعد بن ابی سرح بود. این دو با آن که دشمن رسول خدا(ص) بودند، ولی در نظر قریش و مشرکان، ارج و اهمیت و اعتبار بسیاری داشته، افرادی مطمئن به شمار میآمدند. از همین‏رو پیامبر(ص) از آن‏ها برای نگارش وحی استفاده کرد. فقط برای آن که به مشرکان و قریش ثابت کند آنچه بر او نازل میشود، وحی الهی است؛ زیرا دشمنان اسلام باور نداشتند آیاتی که رسول خدا(ص) در حوادث مختلف ابراز میکرد، وحی باشد. آنان میپنداشتند که پیامبر چون از پیش خود جملات و کلماتی را ساخته و پرداخته است، عین هر مطلبی را که در ارتباط با حادثه‏ای گفته است، در زمان‏های بعدی نمیتواند بگوید و آن را به گونه‏ای دیگر میگوید؛ یا لفظ و معنا هر دو را تغییر میدهد و یا حداقل لفظ را تغییر میدهد. رسول خدا(ص) برای اتمام حجت بر آنان، از آن دو خواست که جملاتی را که بر او نازل میشود، (یعنی وحی را) بنویسند. آن دو با آن که حتی سعی میکردند در ثبت و ضبط دقیق کلمات وحی اخلال کنند، ولی موفقیتی کسب نکردند و وحی الهی که از لسان شریف نبوی(ص) تراوش میکرد، همان گونه که رسول خدا(ص) میخواست، تدوین شد».{8} بر این اساس میتوان فهمید که کسانی چون معاویه و عبدالله، فقط مأمورانی از سوی کفار و مشرکان برای امتحان پیامبر(ص) بودند و برای همین در لیست کاتبان وحی در آمده بودند و این نه تنها فضیلت و ارزشی برای آنان نیست، بلکه در شمار رسواییهای آنان است و در کنار قراین و شواهد فراوانی که به کفر و نفاقشان دلالت میکند، قرار میگیرد. صرف نظر از تمامی آن قراین و شواهد که در روایات و کتاب‏های معتبر مطرح شده، کافی است به این نکته توجه شود که اگر چنانچه کسی در نبوت پیامبر(ص) یا سخنان وحیانی وی شک کند، در شمار کفار است و نحوه ورود معاویه و عبدالله در لیست کتّاب وحی بیانگر شک و تردید ایشان در این موضوع است و این کفر ایشان را اثبات میکند. در نتیجه یا معاویه اصلاً کاتب وحی نبوده و یا این که گرچه در فهرست کاتبان وحی به حساب میآمده است؛ ولی این حضور در میان کاتبان برای او نه تنها فضیلتی نیست، بلکه گویای کفر و رسوایی او نیز هست/ [1].شرح نهج‏البلاغه، ج 1، باب 25، ص 338، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، داراحیأ الکتب، ابن ابی الحدید میگوید: معاویه نامه‏های پیامبر(ص) را مکتوب میکرد/ [2].تاریخ طبری، ج 3، ص 533، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ دوم، 1408ه' و حوادث سال 72، ج 5، ص 24/ [3].الاصابْ، ج 3، ص 433، داراحیأ التراث العربی بیروت/ [4].أسدالغابْ، ج 5، ص 209، داراحیأ التراث/ [5].النصائح الکافیْ، محمد بن عقیل علوی، ص 265 و 266. کتاب التعجب (ملحق به کنز الفوائد، کراجکی، ص 344/ [6].عدی و تمیم نام دو قبیله است/ [7].الغدیر، ج 10، ص 283 - 284، دارالکتب الاسلامیه تهران، مروج الذهب، ج 2، ص 129 - 130/ [8].معانی الأخبار، شیخ صدوق، ص 346 - 347، باب معانی اًّستغانْ النبی بمعاویْ فی کتابه الوحی، شیخ غفاری، مکتبْ الصدوق، تهران 1

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :