تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان - قسمتی از الهی نامه علامه حسن زاده آملی

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

قسمتی از الهی نامه علامه حسن زاده آملی

الهی، شكرت كه شب و روز به پرندگان بال و پر می‌دهم .
الهی، حسن از حرف تا كمتر باشد كه فعلش چون ذاتش خاصّ اسم شریفت است, تاء قسم خاصّ تو باشد و حسن نباشد .
الهی، در شگفتم از كسانی كه چون و چرایی, و كاش كاش گویند .
الهی، این و آن گویند بهای یك گرده نان پنج قرآن است. حسن بی‌بها گوید هرگز آن به بها در نمی‌آید. در ازای هر لقمه و جرعه از ازل تا ابد شكرت.
الهی، موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است؛ انا لله و انا الیه راجعو ن .[47]
الهی، شكرت كه دیدة جهان بین ندارم هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن .[48]

الهی، این كلمة ناتمام خوشحال است كه به اسم، سه حرف از حروف مقطّعة فرقانت را دارا است. كلمات تامه‌ای كه به حقیقت همه مقطّعه قرآنت را دارایند چونند؟

, از من چه بشكن بشكنی .

الهی، شكرت كه نفخه و نفثی از دم عیسوی را به حسن داده‌ای كه مرده زنده می‌كند .
الهی، به حقیقت خودت، مجاز ما را تبدیل به حقیقت كن.
الهی، شكرت كه توشه‌ای جز توكّل ندارم .
الهی، شكرت كه فهمیدم كه نفهمیدم، و رسیدم كه نرسیدم .
الهی، شكرت كه در سایه انسان كامل به سر می‌برم .
الهی، شكرت كه جوان مرگ نشدم .
الهی، شكرت كه هر جایی یكجایی شدم .
الهی، شكرت كه شاخه‌ای از شجره طوبایم .
الهی، شكرت كه در حول حاملین عرشم .
الهی، به نعمت حضور، قلبم را از خطور ذنوب باز دار .
الهی، شكرت كه در این شب مبارك، بلیلة القدر رسیدم ( 11 ربیع‌الاوّل 1394 هـ . ق)
الهی، شكرت كه مجاز را قنطرة حقیقت گردانیدی تا از لیلة القدر زمانی زمینی به لیلة القدر آسمانی رسیدم.
الهی، به حرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نااهل را سوز و گداز ده.
الهی، توفیق شب خیزی و اشك ریزی به حسن ده!
الهی، امروز بیناتر از من كیست كه تو را می‌بینم، و شنواتر از من كیست كه سخن تو را می‌شنوم، وگویاتر از من كیست كه از تو سخن می‌گویم، و داراتر از من كیست كه تو را دارم .
الهی، این بنده‌ات را از نیت گناه حفظ كن!
الهی، شكرت كه دلم را به شروق جمالت و سیر در نور كمالت نورانی كرده‌ای.
الهی، شكرت كه در این لیلة چهارشنبه بیستم جمادی یكم 1394 دری از علم را به رویم گشوده‌ای .
الهی، شكرت كه حیوانی را در قفس نكرده‌ام , دستم ده كه در قفس شده‌ها را رهایی دهم!

 


الهی، شكرت كه فهم بسیار چیزها را به حسن عطا فرموده‌ای و دهنش را بسته‌ای .

الهی، شكرت كه دی دلیل بر اثبات خالق طلب می‌كردم و امروز دلیل بر اثبات خلق می‌خواهم كیف یستدل علیك بما هو فی وجوده مفتقر الیك .
الهی، ظاهرم را چون باطن مخلصان گردان و باطنم را چون ظاهر مرائیان!
الهی، در شگفتم كه با نادانی اندوهگینم و با دانایی اندوهگین‌تر .
الهی، شكرت كه از آنچه در سردارم اگر از سر گذارم سردارم و اگر نگذارم سردارم .

الهی، در راهم و همراه درد و آهم, آهم ده و راهم ده!
الهی، شكرت كه حسن تا كنون شاكر و حامد بود و اكنون شكر و حمد شد .
الهی، به قدر معرفتم, تو را پرستش می‌كنم, كه به وفق اقتضای عین ثابت, زمین شوره نبود مثل نابت .
الهی، آدم شبكور كجا و عبد شكور كجا؟ كه شبكور شكور نباشد .
الهی، حسن زاده آدم زاده است، چگونه دعوی بی‌گناهی كند .
الهی، اگر مذنب نباشد غفّار كیست، و اگر قبیح نباشد ستار كیست؟
الهی، همه كار تو را می‌كنند و حسنت همه بیكار نیست.
الهی، خروس را در شب خروش باشد و حسن خاموش باشد!
الهی، اگر الفاظم نارساست، داستان سنگ تراش و شبان موسی است .
الهی، با اجازه‌ات نام عالم را عشق آباد گذاشته‌ام .
الهی، حسن كه از شنیدن یك ندای التوحید أن تنسی غیر الله این همه ابتهاج دارد, ابتهاج خاتم گیرندة قرآن چه حدّ است و خود ابتهاج تو چون است. الهی، به ابتهاج خودت و ابتهاج خاتمت, ابتهاج حسن و دیگر نفوس و الهه‌ات را مزید گردان و وعده حق لدینا مزید [49] ات را در حقّشان اكید فرما!
الهی، می‌دانم كه می‌دانی اما چگونه می‌دانی خودت می‌دانی ألا یعلم من خلق و هو الطیف الخبیر . [50]
الهی، اگر گویم سگ كوی توام, از روی سگ اصحاب كهف شرمنده‌ام .
الهی، مسّ سگ اصحاب كهف بی‌طهارت روا نبود و حسن را طهارت نباشد؟ !
الهی، شنیدم كه فرمودی: چه كنم با مشتی خاك مگر بیامرزم .
الهی، شكرت كه اگر شاهدان آسمانی از حسن باخبر باشند, سهیل أهلاً و سهلاً گوید، و كفّ الخضیب كف بر كف زند، و زهره چنگ در چنگ.
الهی، صعود بر زخمی‌ام را به اعتلای عقلانی ارتقاء ده!
الهی، به وحدتت خلوتم ده و به كثرتت وحدتم ده!
الهی، اگر من بنده نیستم، تو كه مولای من هستی .
الهی، یا أحكم الحاكمین و یا میسّر كلّ عسیر! حكم محكم كل میسر لما خلق له بر حسن حاكم است؛ حكم آنچه تو فرمایی محض لطف است .
الهی، خوشا به حال كسانی كه نه غم بز دارند و نه غم بزغاله!
الهی، از سرّ دل نشینت لب دوختم, و از شر آتشینم سوختم .
الهی، آنچه از كلام تو نیوشیدم در خروشم, و آنچه از جام تو نوشیدم در جوشم, با این همه جوش و خروشم خاموشم، به امید آن كه دم به دم نیوشم و نوشم.
الهی، حسن را همین فخر بس كه مقام واقعی حلقه بگوشی ابدی, از چون تو سلطان حقیقی سرمدی دارد .
الهی، دلی همدم با آه و انین است، و دلی همچون تنور آتشین است و دلی چون كوره آهنگران است، و دلی چون قلّه آتش فشان است؛ وای بر حسن اگر دلش افسرده و سرد چون یخ باشد و پابند به مبرز و مطبخ!
الهی، در سجده بر شاكلة هو هستم, این مصدوق را مصداق كل یعمل علی شاكلته [51] قرار ده .
الهی، از پیمبرانی چیزها آموختم: از حضرت نوح نجیّ الله ففروا إلی الله [52]. و از حضرت یعقوب اسرائیل الله: انما اشكوا بثی و حزنی إلی الله [53].
الهی، حسن تویی و حسن حسن نما است .
الهی، اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر است .
الهی، حقیقت حدیث برزخی رؤیایم را كه قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : معرفة الحكمة متن المعارف , مرزوقم بفرما .
الهی، گاه گاهی می‌نمایی و می‌ربایی, نمودنت چه دل نشین است و ربودنت چه شیرین .
الهی، آنكه درد دارد آه و ناله دارد, شیرین تر این كه سفیر صادقت فرمود: ان آه اسم من اسماء الله تعالی فاذا قال المریض: آه، فقد استغاث بالله , حسن از ملّت ابراهیم أوّاه است، آه، آه .
الهی، سفیر كبیرت فرمود: المؤمن مرآة المؤمن . اگر من مؤمنم تو هم مؤمنی ، چه آخر حشرم گواه است كه هو الله الذی لا إله إلاّ هو الملك القدّوس السّلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتكبّر [54].
الهی، من از گدایان سمج, درس گدایی آموختم.
الهی، شكرت كه حسنت را سمت نون وقایه داده‌ای، كه حسن آفرین و حسن، وقایة یكدیگرند. سبحانك اللهمّ أنت أهل التّقوی ، كه فرموده‌ای: إن تتّقوا الله یجعل لكم فرقاناً [55].
الهی، نماینده‌ات فرمود: القلب حرم الله ؛ حرمت را حفظ بفرما!
الهی، لك الحمد كه حسن را با شاهدان آسمانی آشنا كرده‌ای و اطلس بی‌نقش نفسش را قبّه زرقاء .
الهی، اگر مردم لذت علم را بدانند، كجا اهل علم را سرآسوده و وقت فراغ خواهد بود.
الهی، هر كس به حسن حرفی آموخت, تو از وی راضی باش و او را از وی راضی بدار .

الهی، یا قابض و یا باسط! جزر و بحر، مد را در پی دارد، و محاق قمر، بدر را، و ادبار فلك وعقل، اقبال را، و قوس نزول، صعود را ؛ قلب حسن در قبض است و امیدوار بسط است .
الهی، از قبض شاكی نیستم، كه در مصحف عزیزت قبض را بر بسط مقدم داشته‌ای: والله یقبض و یبسط و الیه ترجعون [56] فرموده‌ای , و نمایندگانت در مناجات‌ها به تأسّی كلامت یا قابض و یا باسط گفته‌اند .
الهی، حسن در قبض، صابر است، كه قبض و قضا و جمع و قرآن باهمند، و بسط و قدر و فصل و فرقان باهم. اگر یوم الجمع نباشد یوم الفصل كدام است؛ و اگر قضا نباشد قدر كدام؛ و اگر قرآن نباشد فرقان كدام؛ و اگر قبض نباشد بسط كدام .
الهی، اگر جز این در, در دیگر هست نشان بده!
الهی، كسانی كه دیرتر گرفته‌اند پخته تر و قوی تر شده‌اند. حسن خام است و لطف آن چه تو فرمائی .
الهی، عینم را چون علمش بی عیب و شین بدار!
الهی، تا تو لبیك نگویی، كجا من الهی گویم .
الهی، معنا رساست و ورای این الفاظ نارواست؛ ما را به الفاظ ناروای ما مگیر!

الهی، آنكه از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد .
الهی، شكرت كه یك زمینی آسمانی شد .
الهی، بسیار ما اندك است و اندك تو بسیار , و فرموده‌ای: گر چه بسیار تو بود اندك, زاندكت می‌دهند بسیارت .
الهی، عارف را به مفتاح بسم الله, مقام كُنْ عطا كنی، كه با كُنْ هر چه خواهی كنی كن. با این جاهل بی‌مقام هرچه خواهی كنی كن. كه آن كلید دارد و این كلیددار .
الهی، همه الفاظ یونانیان یك سوی و اسم عالم بلفظ قوسموس یك سوی .
الهی، ابلیس رجیم را بلاواسطه خطاب كنی, و انسان كامل را من وراء حجاب كه نه آن آیت قرب است و نه این رایت بُعد .
الهی، شكرت كه از افكار رهزن عاصمم بوده‌ای .
الهی، دل چگونه كالایی است كه شكستة آن را خریداری و فرموده‌ای: پیش دل شكسته‌ام .
الهی، اگر یك بار دلم را بشكنی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :