تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان - حضرت‌ فاطمة‌ الزّهراء از رجال‌ آیة‌ نور و در بیوت‌ آن‌ هستند (الله شناسی علامه تهرانی )

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

حضرت‌ فاطمة‌ الزّهراء از رجال‌ آیة‌ نور و در بیوت‌ آن‌ هستند (الله شناسی علامه تهرانی )
پس‌ از آن‌ خداوند فاطمه‌ را آفرید از نوری‌ كه‌ بصورت‌ روحی‌ بدون‌ بدن‌ انشاء كرد. و سپس‌ با دست‌ راست‌ قدرت‌ خود ما را مسح‌ نمود، و بدینوسیله‌ نورش‌ را در ما كشانید.»

 مگر ما در زیارت‌ جامعة‌ كبیره‌ نمی‌خوانیم‌: خَلَقَكُمُ اللَهُ أَنْوَارًا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی‌ مَنَّ عَلَیْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِی‌ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن‌ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ. 54

«خداوند شما را با ماهیّت‌ نور آفرید. پس‌ چنان‌ شما را قرار داد تا پیوسته‌ گرداگرد عرش‌ او دور بزنید و احاطه‌ كنید، تا آنكه‌ بواسطة‌ شما بر ما منّت‌ گذارد و شما را در خانه‌هائی‌ قرار داد كه‌ خدا اجازه‌ داده‌ است‌ رفیع‌ المنزله‌ باشد و اسم‌ خدا در آن‌ خانه‌ها برده‌ شود.»

 و در تفسیر«نور الثّقلین‌»55  با سند متّصل‌ خود از جابر از حضرت‌ أبوجعفر الباقر علیه‌ السّلام‌  آورده‌ است‌ كه‌ در تفسیر قول‌ الله‌ عزّوجلّ: فِی‌ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن‌ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ فرموده‌اند:

 هِیَ بُیُوتُ الاْنْبِیَآءِ، وَ بَیْتُ عَلِیٍّ مِنْهَ.«آن بیوت‌  عبارتند  از  بیوت‌  پیغمبران‌،  و بیت‌  علیّ  از  زمرة‌  آن‌  بیوت‌  است‌.»

 و در تفسیر«برهان‌»56  از شیخ‌ حافظ‌ رجب‌ بُرسی‌ روایت‌ است‌ كه‌ گفت‌: ابن‌ عبّاس‌ روایت‌ كرده‌ است‌ كه‌ من‌ در مسجد رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ بودم‌ كه‌ قاری‌ قرائت‌ كرد:

 فِی‌ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن‌ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ و یُسَبِّحُ لَهُ و فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ ا لاْ صَالِ.

 من‌ عرض‌ كردم‌: ای‌ رسول‌ خد! مراد از این‌ بیوت‌، چه‌ خانه‌هائی‌ می‌باشند؟!

 رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ فرمود: بُیُوتُ الاْنْبِیَا´ءِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ، وَ أَوْمَی‌ بِیَدِهِ إلَی‌ بَیْتِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَآءِ صَلَوَاتُ اللَهِ عَلَیْهَا ابْنَتِهِ.

«مراد بیوت‌ پیغمبران‌ علیهم‌ السّلام‌ است‌، و با دستش‌ اشاره‌ كرد به‌ سوی‌ بیت‌ فاطمة‌ الزّهراء صلوات‌ الله‌ علیها دختر خودش‌.»

 باری‌، از این‌ مباحث‌، خوب‌ روشن‌ شد معنی‌ نور خدا و حقّیّت‌ و عظمت‌ مقام‌ ولایت‌ كه‌ عین‌ توحید است‌، و نیز طریق‌ افاضة‌ نور از مقام‌ وحدت‌ حضرت‌ ربوبیّت‌ كه‌ عین‌ نور و أصل‌ الجود و الوجود است‌، و طلوع‌ آن‌ در مصباح‌ و استمداد مصباح‌ از زَیْتُونَةٍ لاَّ شَرْقِیَّةٍ وَ لاَ غَرْبِیَّةٍ، و تلالو آن‌ در زجاجه‌، و انعكاس‌ آن‌ در مشكوة‌، و حفظ‌ و حراست‌ مشكوة‌ از نور، و افاضه‌ و پخش‌ كردن‌ نور را در فضای‌ اطاق‌، و بهرمندی‌ مردم‌ بواسطة‌ آن‌ در فضای‌ متلالی‌ و درخشان‌ آن‌ هر یك‌ به‌ نوبة‌ خود.

 و معلوم‌ شد سرّ ولایت‌ و امامت‌ كه‌ معدن‌ و منبع‌ نور می‌باشد. و نیز معلوم‌ شد كیفیّت‌ اتّحاد و وحدت‌ انوار خمسة‌ طیّبه‌ كه‌ از جملة‌ آنان‌ مقام‌ اقدس‌ و اعظم‌ حضرت‌ بی‌بی‌ فاطمة‌ زهرا سلام‌ الله‌ علیها می‌باشد، كه‌ چگونه‌ نور آن‌ مقام‌ معظّم‌ از مناشی‌ و مبادی‌ عالم‌ ایجاد و نشأة‌ حیات‌ در دو سلسلة‌ تكوین‌ و تشریع‌ است‌. و با آنكه‌ ذكوریّت‌ و إناثیّت‌ در عوالم‌ تجرّد نیست‌ و حقیقت‌ ولایت‌، ولایت‌ الله‌ است‌، و آن‌ واحد است‌؛ معذلك‌ به‌ مناسبت‌ ملاحظة‌ نشأة‌ كثرت‌ آن‌ حضرت‌ را با اسم‌ رجال‌ نام‌ برده‌ و در بیوت‌ رفیعة‌ انوار وحی‌ و الهام‌ و ذكر خدا قرار داده‌ است‌.

 به‌ هر حال‌ شاید ذكر نور جلال‌ آنحضرت‌ در اخبار و آثار، به‌ ملاحظة‌ اناثیّت‌ در عالم‌ كثرات‌ باشد كه‌ دیدة‌ هر بیننده‌ را می‌بندد و نمی‌گذارد به‌ مقام‌ نور جمال‌ وی‌ كه‌ جمال‌ الله‌ است‌ مطّلع‌ شوند. آن‌ نور جمال‌ خدائی‌ ازلی‌ ابدی‌ سرمدی‌ چنان‌ می‌درخشد كه‌ هر چشم‌ ناتوان‌ را كور می‌كند؛ و لهذا نور جلال‌، حجاب‌ نور جمال‌ می‌شود. و هنگام‌ عبور و مرور آن‌ سرور عالمیان‌ و سیّدة‌ نساء جهانیان‌ از صحرای‌ محشر كبری‌ فریاد غُضُّوا أبْصَارَكُمْ (ببندید چشمهایتان‌ را) از فرشتگان‌ قدس‌، فضای‌ عرصات‌ را فرا می‌گیرد، و آن‌ معدن‌ ولایت‌ و امامت‌ با چادری‌ كه‌ هزاران‌ هزار حُجزَه‌ (ریشه‌ و دستگیرانه‌ برای‌ تمسّك‌) دارد عبور می‌كند، و هر شیعه‌ خودش‌ را به‌ یك‌ ریشه‌ و حُجزه‌ می‌بندد و متّصل‌ می‌كند . تا می‌آید و می‌آید تا در مقام‌ عرض‌ در آن‌ موقف‌ عظیم‌ الهی‌ در حالیكه‌ در كف‌ دست‌ راستش‌ سر بریدة‌ فرزندش‌ حسین‌ و در كف‌ دست‌ چپش‌ پیراهن‌ خون‌ آلود اوست‌ عرض‌ می‌كند : خداوندا ! حسین‌ من‌ در راه‌ تو داد هرچه‌ را داشت‌ ، این‌ سرش‌ و این‌ پیرهنش‌ ! جزای‌ او چیست‌ ؟!

 فوراً از جانب‌ خدا ، رضوان‌ پاسدار بهشت‌ و مالك‌ خازن‌ جهنّم‌ ، دو كلید بهشت‌ و دوزخ‌ را در دو كف‌ دست‌ بی‌بی‌ می‌گذارند و می‌گویند : خدا می‌گوید : حسینت‌ هر چه‌ داشت‌ به‌ ما داد ، ما هم‌ هرچه‌ داریم‌ به‌ او می‌دهیم‌ ؛ اینك‌ بگیر این‌ دو كلید را و به‌ بهشت‌ ببر دوستان‌ را و به‌ جهنّم‌ درافكن‌ دشمنان‌ را كه‌ این‌ موقف‌ ، موقف‌ عدل‌ من‌ است‌ .

 وَ لَها جَلالٌ لَیْسَ فَوْقَ جَلالِهَا جَلالٌ،       إلاّ جَلالُ اللَهِ جَلَّ جَلالُهُ . (1)

 وَ لَها نَوالٌ لَیْسَ فَوْقَ نَوالِهَا نَوالٌ،       إلاّ نَوالُ اللَهِ عَمَّ نَوالُهُ. (2)

 1ـ و او دارای‌ جلالی‌ است‌ كه‌ برتر از آن‌ جلال‌، جلالی‌ متصوّر نمی‌باشد مگر جلال‌ خداوند؛ به‌ به‌! چقدر جلیل‌ است‌ جلال‌ خداوند.

 2ـ و او دارای‌ عطا و كرمی‌ است‌ كه‌ برتر از آن‌ عطا و كرم‌، عطا و كرمی‌ متصوّر نمی‌باشد مگر عطا و كرم‌ خداوند؛ به‌ به‌! چقدر عطا و كرم‌ خداوند گسترده‌ است‌.

 مِشْكَوةُ نورِ اللَهِ جَلَّ جَلالُهُ           زَیْتونَةٌ عَمَّ الْوَرَی‌ بَرَكاتُها (1)

 هیَ قُطْبُ دا´ئِرَةِ الْوُجودِ وَ نُقْطَةٌ           لَمّا تَنَزَّلَتْ أكْثَرَتْ كَثَراتُها (2)

 هیَ أحْمَدُ الثّانِی‌ وَ أحْمَدُ عَصْرِها           هیَ عُنْصُرُ التَّوْحیدِ فی‌ عَرَصاتِها (3)

 1ـ او مشكوة‌ نور خدا جلّ جلاله‌ می‌باشد، و زیتونه‌ایست‌ كه‌ بركات‌ آن‌ به‌ جمیع‌ مردم‌ عالم‌ رسیده‌ است‌.

 2ـ او قطب‌ دائرة‌ وجود می‌باشد، و نقطه‌ای‌ است‌ كه‌ چون‌ از وحدتش‌ تنزّل‌ كرده‌ است‌، كثرات‌ وجودی‌ او در عالم‌ كثرت‌ به‌ وجود آمده‌ است‌.

 3ـ او أحمد دوّمین‌ می‌باشد، و مورد ستایش‌ترینِ اهل‌ عصر خود. اوست‌ عنصر توحید در معارك‌ و عرصات‌ مسابقة‌ توحید.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :