تبلیغات
معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

معارف.توحید.اخلاق.اعتقادات.عرفان

دین زیباست چون خدا زیباست

یکشنبه 30 مرداد 1390

بیانات حضرت علامه حسن زاده آملی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: بانک صوتی، 

بیانات حضرت علامه حسن زاده آملی درباره مرگ

حجم : 4،316 مگابایت / فرمت wma / کلیپ صوتی

علامه حسن زاده آملی

 

دانلود

دستورالعمل عرفانى از علامه حسن زاده آملی

باید انسان یك مقدار زیاده بر معمول تقلیل غذا و استراحت بكند تا جنبه حیوانیت كمتر، و روحانیت قوت بگیرد، و میزان آنها را هم چنین فرمود: كه انسان اولا روز و شب زیاده از دو مرتبه غذا بخورد حتى تنقل مابین الغذائین نكند. ثانیا هر وقت غذا مى خورد باید مثلا یك ساعت بعد از گرسنگى بخورد، و آن قدر بخورد كه تمام سبز نشود، این در كم غذا. و اما كیفش باید غیر از آداب معروفه ، گوشت زیاد نخورد، به این معنى كه شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را یعنى هم روز و هم شب را ترك كند، و یكى هم اگر بتواند للتكلیف نخورد، و لامحاله آجیل خور نباشد و اگر احیانا وقتى نفسش زیاد مطالبه آجیل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزه هاى سه روزه هر ماه را ترك نكند. و اما تقلیل خواب مى فرمودند شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زیاد نماید. اینها در تقلیل حیوانیت كفایت مى كند. و اما تقویت روحانیت : اولا دائما باید هم و حزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد. ثانیا تا مى تواند ذكر و فكر را ترك نكند كه این دو جناح سیر آسمان معرفت است . در ذكر عمده سفارش اذكار صبح و شام اهم آنها كه در اخبار وارد شده . و اهم تعقیبات صلوات و عمده تر ذكر وقت خواب كه در اخبار ماءثور است ، لاسیما متطهرا در حال ذكر به خواب رود. و شب خیزى مى فرمودند زمستان ها سه ساعت ، تابستان ها یك ساعت و نیم . و مى فرمودند كه در سجده ذكر یونسیه یعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چه زیادتر توانست كردن اثرش زیادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خیلى اثرها دیده ام . بنده خود هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند. یكى هم قرآن كه خوانده مى شود به قصد هدیه حضرت ختمى مرتبت صلوات الله علیه و آله خوانده شود

یکشنبه 29 خرداد 1390

اشک گرفتن از مردم هدف نیست

نویسنده: علیرضا ابوترابی   

اشک گرفتن از مردم هدف نیست

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اجتناب از جعل وقایع تاریخی خاطرنشان کردند: اشک گرفتن از مردم هدف نیست بلکه هدف در آمیختن دل اشک آلود با معارف زلال است.
 

 

پنجشنبه 19 خرداد 1390

اعمال شب لیله الرغائب

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اعمال مستحبی، 

 

اعمال شب لیله الرغائب


شب جمعه اول ماه رجب را لیله الرغائب می گویند. از برای آن عملی از حضرت رسول صلی الله علیه واله وارده شده با فضیلت بسیار. سید در اقبال و علامه در اجازه بنی زهره نقل کرده اند: از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار به سبب او آمرزده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد، چون شب اول قبر او شود، حقتعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوترین صورتی با روی گشاده و درخشان و زیبان فصیح.

پس با وی گوید ای حبیب من بشارت باد ترا که نجات یافتی از هر شدت و سختی. گوید تو کیستی، به خدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم. گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجای آوردی.آمدم امشب به نزد تو تا حق ترا ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم. وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند.در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد هرگز

و کیفیت آنچنان است که روز پنجشنبه اول آن ماه را روزه میداری، چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز می گذاری، هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه انا انزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله احد می خوانی و چون فارغ شدی از نماز،پس به سجده میروی و هفتاد مرتبه می گویی سبوح قدوس رب الملائکه و الروح. پس سر از سجده بر می داری و هفتاد مرتبه می گویی رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم. پس باز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی سبوح قدوس رب الملائکه و الروح. پس حاجت خود را طلب می کنی که انشاالله برآورده خواهد شد.

بدان نیز که در ماه رجب زیارت حضرت امام رضا (ع) مندوبست و اختصاصی دارد. چنانچه عمره در این ماه فضیلت دارد و روایت شده که تالی حج است در فضیلت و منقولست که جناب علی ابن حسین (ع) معتمر شده بود در ماه رجب و شبانه روز نماز در نزد کعبه می گذشت و پیوسته در سجده بود. در شب و روز این ذکر از آن حضرت شنیده می شد که در سجده می گفت : عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

التماس دعا

پنجشنبه 19 خرداد 1390

چشمها را باید شست ...

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: عمومی، 

چشم ها را باید شست...


 

دیدن همیشه خوب است

خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد

خواه دیدن این زیبایی ها

شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد...

 



شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم
از این هم کهنه تر باشد...



شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد...



شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد...



شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم...

 



شاید خانه آخرتمان از این بدتر است...



شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ،
زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند...



شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود...



و شاید کودکی و پیری ما  را نیز اندوهی چنین فرا گرفته باشد...



چشم ها را باید شست...

پنجشنبه 19 خرداد 1390

سخنرانی صوتی از علامه حسن زاده آملی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: بانک صوتی، 

دانلود سخنرانی عرشی از جوانی علامه حسن زاده آملی (صوتی)

حیا از خود حیا از خداست

«اَعوُذُ بِالله مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم؛ بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم؛ اَلحَمدُ لِله رَبِّ العالَمین وَ صَلَی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَیِبینَ الطاهِرین وَ لَعنَهُ الله عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین»

رُوَی عَن الصّادِقِ علیه‏السلام قال: «لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» 

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به حیاء بود. عرض کردم یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‏حیایی است. در گذشته به مناسبت‏ها و روابط گوناگون، تقسیم‏بندی‏هایی برای حیاء گفتیم؛ از جمله آخرین تقسیم‏بندی ما در ارتباط با حیاء نسبت به شاهد و ناظر عملِ قبیح انسان است؛ لذا عرض کردم ما یک حیاء من الخلق داریم، یک حیاء من النفس داریم، یک حیاء من الملائکه، یک حیاء من اولیاء الله و یکی هم حیاء من الله داریم. در گذشته اینها را مختصری توضیح داده‏ام و حتّی در جلسه قبل درباره چگونگی حیاء من الله تا حدودی توضیح دادم و روایاتش را هم خواندم. این اقسام پنج گانه‏ای که برای حیاء گفتیم، همه برگرفته از روایات ما بود.

حالا چند سؤال مطرح است. یک؛ کدام ‏یک از اینها با ارزش‏تر است؟ دو؛ از نظر زیبایی کدام‏ یک از اینها زیباتر است؟ سه؛ از نظر کاربرد در سطح جامعه، کدام ‏یک از اینها کاربردی‏تر است؟

با ارزش‏ترین حیاء

اوّل سراغ ارزش اینها برویم. بحث در این است که در معارف ما، کدام یک از حیاء من الخلق، حیاء من النفس، حیاء من الله، از نظر ارزشی با ارزش‏تر است؟ قبل از اینکه وارد بحث شوم، مقدمتاً مسأله‏ای را یادآوری می‏کنم که ما گفتیم: در باب حیاء که همان حالت انکسار و انفعال روح در ربط با عملِ قبیح است، سه نکته مطرح است: یک؛ عاملِ عمل، دو؛ عمل و قُبحِ ناشی از عمل و سه؛ آن شاهدی که عمل قبیح را شهود می‏کند. اینها در باب مسأله حیاء وجود دارد. در مورد قبح نیز، ما هم قبح عقلی داریم، هم قبح شرعی داریم و هم قبح عرفی یعنی قبح متشرعه داریم.

ادامه مطلب

دوشنبه 16 خرداد 1390

اعمال مشترک ماه مبارک رجب

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: عمومی، 

اعمال مشترک ماه مبارک رجب
 
این اعمال که مخصوص روز معیّنى نیست، بلکه در تمام ماه انجام مى شود، بسیار است، از جمله:
1ـ در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند:

یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة
اى که مالک حاجات خواستارانى و اى که نهاد خاموشان دانى براى هر خواسته اى
مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ، وَجَوابٌ عَتیدٌ، اَللّـهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ، واَیادیکَ
از جانب تو گوشى شنوا و پاسخى آماده است خدایا به حق وعده هاى راستت و نعمتهاى
الفاضِلَةُ، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ، فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ
بسیار و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل
مُحَمَّد، واَنْ تَقْضِىَ حَوائِجى لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.(1)
محمّد و حوایج دنیا و آخرتم را برآورى که براستى تو بر هر چیز توانایى.
2ـ بخواند دعایى را که امام صادق(علیه السلام) در هر روز از ماه رجب آن را مى خواندند:

ادامه مطلب

دوشنبه 16 خرداد 1390

فضیلت ماه رجب

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: عمومی، 

فضیلت ماه رجب
 
ماه رجب و ماههاى شعبان و رمضان، از ماههاى بسیار پرفضیلت است، و از تعبیرات بعضى از روایات برمى آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصّى دارد، تا آن جا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امّت»!(1)
ماه رجب یکى از ماههاى حرام است که آغاز و ادامه جنگ در آن، با دشمنان اسلام حرام مى باشد (مگر جنگ دفاعى)،(2) و جنایات نیز در این ماهها (ماههاى حرام)، دیه سنگین ترى دارد.(3)
پیغمبراکرم(صلى الله علیه وآله) ماه رجب را «ماه اَصَبّ» نامیده است، زیرا رحمت خدا در این ماه بر امّت فرو مى ریزد.(4)
این ماه آمیخته است با یاد پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) (به مناسبت مبعث در بیست و هفتم ماه) و یاد امیر مؤمنان(علیه السلام) (به مناسبت میلاد مبارک آن حضرت در سیزدهم ماه) و خاطره شهادت موسى بن جعفر(علیه السلام) (در بیست و پنجم ماه) و روزهاى مهمّ تاریخى دیگر; و از این نظر یکى از ماههاى بسیار پرخاطره اسلامى است.
از روایات متعدّدى که درباره روزه هاى ماه رجب - حتّى یک روز از آن - وارد شده، اهمّیّت فوق العاده این ماه، و عبادت و خودسازى در آن کاملاً روشن مى گردد، که در این جا به گوشه اى از آن اشاره مى شود:
1ـ مرحوم «شیخ صدوق» به سند معتبر از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که یکى از یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمتش رسید، چون نظر مبارک امام(علیه السلام) به او افتاد، فرمود: آیا در این ماه روزه گرفته اى؟ عرض کرد: نه، فرمود: آن قدر ثواب از تو فوت شده که اندازه آن را کسى جز خدا نمى داند; این ماهى است که خداوند آن را بر سایر ماهها برترى بخشیده و احترام آن را عظیم شمرده، و براى روزه داشتن آن، پاداش هاى مهمّى قرار داده است. آن مرد عرض مى کند: آیا اگر در بقیّه این ماه روزه بدارم، به بخشى از ثواب مى رسم؟ امام(علیه السلام) فرمود: آرى; سپس ثواب هاى مهمّى براى کسى که فقط روز آخر ماه، یا دو روز آخر ماه، یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند; مانند نجات از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت و رهایى از آتش دوزخ.(5)
2ـ در حدیث دیگرى آمده است: «رجب» نام نهرى است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر; هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن مى نوشد!(6)
3ـ در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده، خشم الهى از او دور مى شود، و درهاى جهنّم به روى او بسته خواهد شد!(7)
4ـ هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد، روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماههاى حرام.
در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: هر گاه کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد:

سُبْحانَ الاِْلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ.(9)
منزه است خداى بزرگ منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز براى او شایسته نیست منزه است خداى برتر و کریمتر منزه است آن که لباس عزت در بردارد و شایسته آن است.

از مجموع احادیث بالا ـ و دیگر احادیث ـ به خوبى استفاده مى شود که این ماه، ماه تهذیب نفوس و خودسازى و آغاز یک دوره جدیدِ سیر و سلوک الى اللّه است، که از ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهى مى شود; خوشا به حال آنان که قدر و منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافى بگیرند.
1. اقبال، صفحه 634.
2. مستدرک الوسائل، جلد 11، صفحه 48، حدیث 2 و جواهرالکلام، جلد 21، صفحه 32.
3. کافى، جلد 7، صفحه 281، حدیث 6.
4. مصباح المتهجّد، صفحه 797.
5. امالى صدوق، صفحه 15، حدیث 7 و بحارالانوار، جلد 94، صفحه 32، حدیث 6 .
6. اقبال، صفحه 635.
7. اقبال، صفحه 634.
8. مقنعه، صفحه 375.
9. اقبال، صفحه 637.

دوشنبه 16 خرداد 1390

سخنان نورانی استاد صمدی آملی 3

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

سخنان نورانی استاد صمدی آملی 3

برادران من دل همه را نمی توان با هم یكی كرد.
دلی را با دلی پیوسته می دید دلی را از دلی گسسته می دید

چو ارواح اند خلق دسته دسته همی پیوسته هستند و گسسته
امیرالمومنین می فرمایند الارواح جنود مجنده. روز قیامت در بهشت هم بهشتیان دسته دسته هستند.
جناب رسول الله وقتی وارد مدینه شد جلسه ای به نام عقد اخوت بنا كرد كه دل هایی كه با هم هستند را گره بزند . ابوبكر و عمر را با هم گره زد. طلحه را با زبیر گره زد.
گره زدن یعنی اینكه تكوینا شما دو تا را می بینم كه در نظام هستی با هم می خورید و تشریعا هم بین شما پیوند برادری بسته شده.
هیچ كس نبود كه با علی گره بخورد. برادر شدن یعنی در عرض هم. یعنی هیچ كس نبود كه در عرض علی قرار بگیرد و جناب رسول فرمود تو با من هستی.
برای پیامبر خیلی سختی پیش آمد. به تعبیری آنها در عالم ذر عهد بستند كه هرچه بلاست را به جان بخرند لذا به آنها می گویند اولوالعزم . اولوالعزم كسی است كه تصمیم می گیرد انچه را خدا به او ابلاغ كرده با همه سختی ها به مردم برساند و دلسوز كسی است كه با وجود اینكه مردم قصد كشتن او را دارند اما باز هم به سمت مردم می رود . دلسوز یعنی علی....
مردم به سمت علی روی آوردند تا با او بیعت كنند. آقا به آنها گفت كه بودن با من سختی دارد.اما مردم او را خواستند همه با او بیعت كردند حتی ابن ملجم. علی از ابن ملجم پرسید آیا با من بیعت می كنی؟ گفت آری. دوباره از او پرسید آیا با من بیعت كردی . ابن ملجم هم بر آشفت. علی گفت پس چرا من در دلم تو را ندارم؟ ان روحی لا تعرف روحك.
آن روز خیلی ها دلشان با علی نبود. .....
از خدا شكر گزار باشید و خدا گذشتگان ما را بیامرزد كه ما را علی دوست بار آوردند.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكین بولایه مولا علی.
والسلام

دوشنبه 16 خرداد 1390

سخنان نورانی از استاد صمدی آملی2

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

سخنان نورانی از استاد صمدی آملی 2

یكی از اسرار نماز جماعت این است كه افراد اجتماع در محضر امام جماعت عدالت بیاموزند و اعتدال پیدا كنند.این، راهی است كه آنها را به خدا می رساند .
*ماموم كسی است كه نه خیلی از امام جلو بیفتد و نه خیلی عقب بیفتد. ماموم باید تابع امام باشد.لذا اسم آن را اقتدا گذاشته اند. اقتدا یعنی همان جایی كه امام پا گذاشت شما هم بلافاصله همان جا پا بگذارید . در اول فتوحات ابن عربی می گوید در مكاشفه ای پیامبر را مشاهده كردم كه فلانی سمت راست پیامبر بود و فلانی سمت چپ پیامبر بود و علی پشت سر او بود. بعضی ها از این نتیجه گرفتند كه ابن عربی سنی است . اما دقیقا برعكس است. در سوره حجرات به ما ادب قرآنی آموخته اند خدا فرموده هرگاه با پیامبر جایی می روید نه در عرض پیامبر قدم بردارید و نه جلوتر. پشت سر حضرت حركت كنید .

*‌ ما این طوری باید منتظر حضرت بقیه الله باشیم كه اگر یك روزی آقاجان تشریف آوردند هركسی برای خودش یك مغازه و بازار جداگانه باز نكند.. استادمان می فرمودند: افسوس! افسوس! كه هنوز حقیقت چهره دل آرای قرآن و روایات و اهل بیت خودش را به ما نشان نداده .
اگر ما نماز جماعت درست حسابی داشته باشیم واقعا جامعه مون اصلاح میشه .
البته مسئولیت امام جماعت هم سنگین است. می خواهد این جمع را رانندگی كند و در یك جاده پرخطر حمله كننده ی شیاطین ،‌ این جمعیت را پیش خدا ببرد.نه فقط خودش می خواهد برود بلكه یك جمعی را می خواهد ببرد .
بگذارید امام جلو بیفتد و همه تان یكپارچه سكوت محض در محضر او باشید و آنجایی هم كه باید 4 تا ذكر بگویید طوری بفرمایید كه مزاحم اطرافیان نشوید.
* ان شاالله توفیق داشته باشیم كه ما و امام جماعت اقتدا به حضرت صاحب داشته باشیم. درست است كه روی كره زمین افق ها مختلف است اما ان شاالله این نماز جماعت های عالم ماده همه به نماز جماعت عالم مثال برسند و یك حقیقت واحده ای را پیدا كند كه تما امام جماعت ها و امام جمعه ها و تمام مامومین همه با هم به امام زمان اقتدا كنند. اگر آن حضور پیدا شود خیلی مزه داره !!
*‌ درست است كه در هر كشوری مثلا شب قدر فرق دارد اما این قدر زمانی است در عالم مثال كه برود تما این زمان ها یك حقیقت می شوند . همه نماز جماعتهای مادی در نماز جماعت دهری جمع می شوند در ان نماز جماعت دهر، امام زمان امام جماعت است و همه در خدمت اوییم. كربلا هم در هنگام ظهر نماز جماعت خوانده شد .....





سخنان استاد در مورد استاد

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، آیت الله داوود صمدی آملی در مراسم نكوداشت علامه حسن حسن‌زاده آملی كه در تالار مركزی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین برگزار شد، اظهار داشت: قزوین استان عالم‌پرور و بسیار دیرین و قدیمی اسلام و پایگاه مذهب جعفری تشیع است و برگزاری این مراسم جای تشكر از حوزه علمیه و امام جمعه قزوین دارد.
وی ادامه داد: این مراسم برای تكریم و تجلیل از مقام علمی و معنوی استاد عظیم‌الشأنی است كه عصاره و خلاصه همه بزرگان تاریخ و علمای سلف صالح هستند.
این شاگرد علامه حسن‌زاده آملی افزود: علامه حسن‌زاده آملی شخصیت بزرگی است كه علامه طباطبایی در خصوص ایشان فرمودند جز امام زمان كسی او را نشناخت و بنده این جمله را از دو شاهد شنیداری از زبان مبارك علامه طباطبایی نقل كردم.
وی عنوان داشت: امروز در سراسر جهان و ایران آنقدر علما و بزرگان، ائمه جمعه و كسانی هستند كه هر كدام مقداری از عمرشان را توفیق یافتند كه در دروس استاد حسن‌زاده آملی شركت كنند و هر كس به اندازه ذوق و عشقش بهره‌هایی گرفته است.
صمدی آملی تأكید كرد: بنده این سخن را در محضر ایشان نیز گفتم كه خداوند متعال ما را در عصری خلق كرد كه اگر از مقامات شریف انبیا و ائمه هوس و هوای آنها را داشتیم خداوند لطف كرد و علامه حسن‌زاده را به ما داد.
وی اعلام كرد: ایشان یك لطف الهی است كه می‌تواند آینه‌ای باشد برای تمام آنچه هوایش را داریم بشنویم و ببینیم ولی افسوس كه ایشان برای ما ناشناخته ماند، ایشان شخصیت بزرگ هستند به طوری كه می‌فرمایند من بنده فرمان‌بر آل پیامبر هستم و فرمودند كه من توحید، نبوت، امامت و حب اهل‌پیغمبر را از شیر مادر در فانی شدن در ولایت، چشیدم.
استاد حوزه علمیه قم تأكید كرد: این در حالی است كه ایشان زمانی كه كلاس دوم ابتدایی بودند، مادر خود را از دست دادند و می‌فرمودند دوستی من نسبت به پدر و مادرم برای این است كه موحد مخلص و فانی در ولایت بودند.
وی با اشاره به خاطره‌ای از علامه حسن‌زاده آملی توضیح داد: شخصی می‌فرمود كه سال اولی بود كه علامه حسن‌زاده آملی ملبس به لباس روحانیت شده و در مسجدی به منبر می‌رفتند كه با یكی از دوستان به جلسه منبر ایشان رفتیم و دیدیم طلبه جوانی آمد بالای منبر و بدون اینكه به كسی نگاه كند سخن گفت و بعد از پایان جلسه زمانی كه علت این نگاه نكردن را سئوال كردیم ایشان سكوت كردند.
صمدی آملی یادآور شد: این شخص می‌گوید حدود 50 سال از آن واقعه گذشت و روزی در منزل ایشان آن موضوع را مطرح كرده و علت سكوت را سئوال كردیم كه ایشان فرمودند آقا، آن زمان نمی‌توانستم بگویم اما اكنون كه مرد شده‌ای می‌توانم بگویم؛ من آن زمان آدم نمی‌دیدم تا نگاه كنم.
وی خطاب به طلاب تأكید كرد: برای اینكه بتوانیم مانند علمای بزرگ و برجسته شویم باید زحمت كشیده و سختی متحمل شویم و كسانی چون آیت‌الله بهجت، علامه حسن‌زاده آملی و... خون دل‌ها خوردند و زحمت كشیدند.
این شاگرد علامه حسن‌زاده آملی با اشاره به لزوم تعظیم در برابر استاد گفت: در محضر اساتید باید تعظیم و كرنش كرد و پایشان را بوسید و شما طلاب نیز همین روش را در حوزه‌ها داشته باشید

دوشنبه 16 خرداد 1390

سخنان نورانی استاد صمدی آملی 1

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

سخنان نورانی استاد صمدی آملی 1

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند البلاء للولاء . سختی برای دوستان است. همه انبیا همین طور بودند با اینكه شبانه روز در دعا بودند اما تقریبا هیچ گاه مشكلاتشان حل نشد و هیچ روزی نشد كه آب خوش از گلویشان پایین برود. پیامبرمان هم می فرمایند كه هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد.
باند همتانی هم هستند كه به خدا می گویند هركس خوشحالی و خنده می خواهد به او بده اما به من غم بده. چون خداست كه می خنداند و می گریاند پس او هم باید بدهد.

این را در مورد انبیا مشاهده فرمودید كه زندگی هیچ پیامبری بدون فراز و نشیب نبوده. حضرت نوح كه حدود 950 سال عمر كرد هم هیچ روز خوش ندید.
البته كسی كه غم می طلبد یك حوصله قوی هم می خواهد كه تحمل كند. جناب رسول الله نه در درون خانه امنیت داشتند و نه در بیرون از خانه. در درون خانه همیشه خانم ها جنجال داشتند. بعضی ها می گویند كه چرا پیامبر این همه ازدواج كرد اما قضیه برعكس شد و خانم ها بلای جان آقا شدند. آنچه در اذهان است كه آقا چقدر از این همه ازدواج هایش لذت برد برعكس است. لذت آقا موقعی بود كه خدیجه را داشت و تا اولی را داشت هیچ گاه ازدواج نكرد. امام علی هم همین طور. لذا بزرگان ما می فرمایند تا اولی را داری دومی را نگیر.
اگر مرد میدانی می توانی بروی در میدانی كه البلاء للولاء!!!
معمولا كسانی كه در سیر و سلوك راه می افتند همین ابتدای راه سختی ها به آنها روی می آورد لذا در مسیر عرفانی انحرافات هم زیاد است چون سختی ها زیاد است. سختیها تو را می سازند.تمام سختی ها را خاتم انبیا كشیدند و نتیجه اش این بود كه آنچه حق بود را به دقت طی كرد . این مسیری است كه هركس انتخابش كرد دریا دریا و بسته بسته برایش سختی ها پیش می آید. آنها كه اهل همت هستند به تعبیر اهل معرفت دنبال مرگ اسود هستند یعنی با روزگار سیاه می میرند . ( با درد و سختی)

دستورالعملى از آیت الله حسن زاده آملى - مدظله العالى

بسم الله خیر الاسماء
در حیرتم كه چه نویسم ؟! روى سخنم با كیست ؟ با خفته است یا با بیدار؟ اگر با خفته است ، خفته را خفته كى كند بیدار؟ و اگر با بیدار است ، بیدار در كار خود است .
و انگهى نویسنده چه نویسد كه خود نامه سیاه و از دست خویش ، در فریاد است .

پیرى و جوانى چو شب و روز بر آمد
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم .
بدنوع پشمها كه رشتیم و بد جنس تخمها كه كشتیم
خرما نتوان خورد از این خار كه كشتیم
دیبا نتوان بافت از این پشم كه رشتیم .
چون از كشتزارها خود، بى خبرم آسوده مى چرم ، آه اگر از پس امروز بود فردایى ! ولیكن به قول شیخ اجل سعدى :
گاه باشد كه كودك نادان
به غلط بر هدف زند تیرى
كلمه اى چند تقریر شود، و نكاتى اندك تحریر گردد، شاید كه دلپذیر افتد.
مگر صاحبدلى روزى به رحمت
كند در حق درویشان دعایى
معرفت نفس ، طریق معرفت رب است ، كه از سید انبیا و هم از سید اوصیا - صلوات الله علیهما - ماثور است : من عرف نفسه فقد عرف ربه ، هر كس در خویشتن بیندیشد و در خلقت خود تفكر و تامل كند، در یابد كه : این شخص محیر العقول ، واجب بالغیر است ، بلكه خود و جمیع سلسله موجودات را محتاج به حقیقتى بیند كه طرف و سر سلسله همه است و جز او ته همه ربط محض به اویند و چون معلول ، هر چه دارد، پرتوى از علت است ، تمام اشیا را مرایى جمال حق بیند. و چون معلول به علتش قائم است علت با معلول معیت دارد نه معیت مادى و اقتران صورى ، بلكه معیت قیومى كه اضافه اشراقى علت به ما سواهاست . و چون در سلسله موجودات ، اول علت است و با همه و در همه اول اوست ، پس اول ، علت دیده مى شود، سپس معلول

ادامه مطلب

هزار و یک کلمه، حسن زاده آملی، ج1، ص189تا 391
 
معرفت توحیدی
مصحف کریم را گشودیم سوره یوسف از زبان حضرت یعقوب(ع) آمد: ولا تیأسو من روح الله. اهم مطالب در طلیعه امر دو چیز است یکی توحید و دیگر معرفت نفس که تواند مظهر اتم وی گردد.
اما توحید این که سالک با قدم معرفت به جایی رسد که جمع بین تفرقه و جمع کند، و تنزیه از تنزیه و تشبیه نماید. همانطور که کشاف حقایق امام بحق ناطق حضرت جعفر صادق(ع) فرموده است: الجمع بلا تفرقه  زندقه ، و التفرقه  بدون الجمع تعطیل، والجمع بینهما توحید. و این توحید حقیقی اسلامی است و کلام وحی بدان ناطق است که هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن. در بیان آن بتمثیلی اکتفا می کنیم- خاک بر فرق من و تمثیل من-: در عالم رؤیا آنچه که مشاهده می گردند همه از منشئات نفس اند پس قائم بنفس و از شئون وی اند، و چون نفس موجود حی مدرک عالم بذات خود است شئون او نیز با همه کثرتی که دارند حی و مدرک اند و درواقع یک حقیقت بنام نفس است که بصور کثیره درآمده است و خود با این که همه است فوق همه است. این کثرت صور منافی با وحدت شخصیه نفس نیست بلکه هرچه صور بیشتر باشد دلالت بر قوت وحدت نفس می کند. و نفس بر جمیع این صور کثیره قاهر است و همه آنها مقهور وی، پس نفس هر یک آنها است که جز شئون نفس نیستند، و هیچیک آنها نیست که نفس در حد هیچیک محدود نیست. پس نفس را با هر یک از این منشئاتش جمع کردی و از هر یک تفرقه نمودی. و نیز نفس را فقط مجرد ندانستی که از کثرت تنزیهش کنی، و او را در هیچ صورتی از صور کثرت مقید نکرده ای تا قائل به تشبیه بوده باشی بلکه او را از این تنزیه و تشبیه تنزیه نمودی، کثرت غیرمتناهی نظام هستی شئون ذاتیه حق تعالی اند و من عرف نفسه فقد عرف ربه.
معرفت نفس و خودسازی
و اما معرفت نفس اینکه خداوند سبحان فرمود: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه تفسیر اصیل آن چنانست که جناب صدرالمتالهین درآخر مرحله چهارم حکمت متعالیه که معروف به اسفار است فرموده است: کلمه طیب روح مؤمن است، و عمل صالح معارف عقلیه که او را ارتقاء می دهند و بدانجا می کشانند. این تفسیر براین اساس قویم است که علم و عمل دو گوهر انسان سازند.
انسان کاری مهمتر از خودسازی ندارد و ساختن هر چیز را مایه به حسب آنچیز لازم است مثلا دیوار را سنگ و گل باید و انسان را علم و عمل. انسان تا به لقاءالله نرسیده است بکمال مطلوبش نائل نشده است و لقاءالله  بمعنی اتصاف انسان با وصاف الهی و تخلق او باخلاق ربوبی است. بابا افضل را کلامی کامل در این باب است که: عالم درختیست که بار و ثمره او مردم است و مردم درختی است که ثمره او لقای خدای تعالی است.
در توحید باید مراقبت را تقویت کرد مراقبت تخم سعادت است که در مزرع دل کاشته می شود و سائر آداب و اعمال پروراندن آنست. مراقبت کشیک نفس کشیدن و همواره در حضور بودن است. حدیث نفس مزاحم با مراقبت است. این سخن دل نشین امام صادق- علیه السلام- را باید بر دل نشاند: القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیرالله، حافظ به این حدیث در این بیت نظر دارد:
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
ناگفته نماند که بدن تور شکار و سواری راهوار ما است، مبادا با او چنان کنیم که نه بکار شکار آید و نه تواند سوار را بجائی برساند ره چنان رو که رهروان رفتند، کسی بما نگفت که شب و روز را با یکدانه خرما بسر بریم، در حد اعتدال بدن نیاز به تعیش دارد کلوا واشربوا ولا تسرفوا، انسان کامل آنکسی است که حق هر ذی حق را اداء می کند.
راهکار عملی خودسازی
از این کمترین دستورالعمل خواسته اید، آقای من؛ صدای دهلی را از دور شنیده اید، و از نزدیک هم به انبار کاه برخورد می کنید مع الوصف عدم امتثال را روا ندانستم، به عرض می رسانم که دستورالعمل انسان قرآنست که ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم. داعی تنها دستوری که الان می تواند به حضور جنابعالی عرض کند این است که مراقبت را حفظ بفرمائید یعنی در همه حال مواظب خود بوده باشید که در نزد حقیقت همه موجودات بسر می بری. می دانید که همنشینی مؤثر است، مصاحبت اثر دارد، خوپذیر است نفس انسانی، کسانی که در مصاحبت با ملکوت عالم بسر می برند کم کم ملکوتی می شوند. آن سعادتمندی که چنین معاشرت و مصاحبت را براستی در نهانخانه سر و ذات خود با الله نورالسموات والارض بدست آورده است مترنم به این ترانه است:
گربشکافند سراپای من
جز تو نیابند در اعضای من
اینچنین کس پیوسته در ذکر و فکر و عشق و شوق و سوز و گداز و راز و نیاز است و به قول خواجه حافظ:
مرا مگوی که خاموش باش و دم در کش
که مرغ را نتوان گفت در چمن خاموش
چنین کسی را هیچکاری از حضور بازنمی دارد رجال لاتلهیهم تجاره  ولابیع عن ذکرالله.
باز از امام صادق- علیه السلام- است که: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله تعالی.
شیخ اجل سعدی به این حدیث گرانقدر در این بیت نظر دارد:
هرگز وجود حاضر و غائب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
آقای من، همچنانکه طلب مجهول مطلق محال است، خطاب به مجهول مطلق نیز چنین است، هر یک از ما شأنی و جدولی از دریای بیکران حقیقت دار هستی می باشیم و از این جدول با او در ارتباطیم، البته
ارتباطی بی تکلیف بی قباس
هست رب الناس را با جان ناس
و از این کانال او را خطاب می کنیم. غرضم از این نکته این است که هر چه عائد ما می شود از کانال وجود خودمان است. این خیال رهزن ما نشود که از خارج ما چیزی عائد ما می گردد. اگر در حالات مراقبت تام تمثلاتی پیش آمد خوش آمد مکتوم بدار که سالک کتوم است، از عارف سرمی رود و سر نمی رود. به عرض برسانم: خوش باش که عاقبت بخیر است ترا.
آقای من، در نزد اولیاء الله مجرب است که اکثار ذکر شریف یا حی یا قیوم یا من لااله الا انت موجب حیات عقل است. وقتی را با خدایت خلوت کن که بدن استراحت کرده باشد و از خستگی بدر آمده باشد و در حال امتلاء و اشتهاء نباشد در آنحال با کمال حضور و مراقبت و ادب مع الله، خداوند سبحان را بدان ذکر شریف میخوانی، عدد ندارد، اختیار مدت با خود جنابعالی است مثلا در حدود بیست دقیقه یا بیشتر و بهتر اینکه کمتر از یک اربعین نباشد، بیشترش چه بهتر.
قرائت قرآن مجید در شب و روز ترک نشود هر چند بقدر پنجاه آیه بوده باشد. طهارت را حفظ کنید حتی با طهارت بخوابید.
آقای من، باید با تأنی و رفق و مدارا براه بود نه با سرعت و اضطراب. جساره  عرض می کنم هیچ چیز از خدا جز خدا مخواه که چون که صدآمد نودهم پیش ما است، از تو حرکت  از خدا برکت. نامه ها دریافت خواهی نمود. این عطیه فریده ایست که بحضور آن حبیب الله تقدیم داشتم والسلام.
قم- حسن حسن زاده آملی
01 شهرالله المبارک
1403= 1/4/2631
هزار و یک کلمه، حسن زاده آملی، ج1، ص189تا 391

مصاحبه دختر بزرگوار حضرت علامه حسن زاده آملی در مورد پدر بزرگوارشان


دختر آیت الله حسن زاده آملی، از زندگی شخصی و دغدغه های امروز استاد برایمان می گوید

 

*خانم حسن زاده! گویا شما دروس حوزوی را در محضر پدر تلمذ کرده اید. موافقید گفت و گو را با همین موضوع آغاز کنیم؟

بله، من از دوران راهنمایی در محضر پدر تحصیل حوزوی را آغاز کردم و به علت علاقه شدیدم به دروس الهیات و عرفان، تعدادی از کتابهای  استاد را به صورت خاص در محضر ایشان درس گرفتم؛ کتابهایی مانند« معرفت نفس»،«الهی نامه» و «دفتر دل». به لطف خدا و با راهنماییهای حضرت علامه هم اکنون در حال نوشتن رساله دکتری خود در موضوع عرفان اسلامی هستم.

ادامه مطلب

آیت الله العظمی مجتبی تهرانی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، والحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
رُویَ عن الصادق(علیه‎السلام) قال: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ».

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به حیاء بود و گفته شد یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی است. ما در جلسات گذشته حیاء را تقسیم‎بندی کردیم. یک تقسیم بندی نسبت به شاهدانی بود که اعمال انسان را شهود می‎کنند و گفتیم ما «حیامن الخلق» داریم «حیاء من النفس» داریم، «حیاء من الملائکه» داریم، «حیاء من اولیاءالله» و بالأخره «حیاء من الله». من در جلسه گذشته «حیاء من الله» را عرض کردم و روایات متعدّدی را هم در این رابطه خواندم.



خصوصیّت حیاء من الله

امّا ما در روایات می‎بینیم که یک قید نسبت به «حیاء من الله» مطرح شده است وآن هم مسأله «حق حیاء» است. این قید مخصوص به حیاء از خدا است و در مورد اقسام دیگر حیاء ذکر نشده است. نه درباره «حیاء من الخلق» نه «حیاء من النفس» نه «حیاء من الملائکه» و نه «حیاء من اولیاء الله». من همه اینها را بحث کردم، ولی ما در باب «حیاء من الله» می‎بینیم که در روایات یک جمله اضافی وجود دارد و آن هم «حیاء من الله حق الحیاء» است.

ادامه مطلب

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390

عکسهایی زیبا از آیت الله صمدی آملی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: عکس، 

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

توصیه‏هایى از آیت اللّه شاه آبادى

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

توصیه‏هایى از آیت اللّه شاه آبادى (استاد عرفان امام خمینی ره)

بهت فرشتگان‏
«سه آیه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنید تا ملكه شما شود و اولین اثرى كه از آن مترتب مى‏شود، پس از مرگ و شب اول قبر است. وقتى كه ملكین از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مى‏آیند، در جواب «مَن ربُّك؟»(1) بگوئى: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»(2)
وقتى این طور پاسخ بگویى ملائكه الهى مبهوت و متحیر مى‏شوند، چون این معرفى حق است به زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق.»(3)

ادامه مطلب

دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شعر مناجاتی (اجرا توسط حاج منصور ارضی )

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: شعر، 

شعر مناجاتی (اجرا توسط حاج منصور ارضی )

 

کسی که دغدغه وصل یار را دارد *** همیشه از گنه و معصیت ابا دارد

کسی که وقت اذان گریه می کند چشمش *** دگر ز دیدن نا محرمان حیا دارد

کسی که می شنود روضه های غربت را *** برای آمدن منتقم دعا دارد

دوباره مرغ دلم روی بام تنهایی *** به لب ترانه یا بن الحسن بیا دارد

برای آنکه بیایی به ما سری بزنی *** دلم توسل بر مادر شما دارد

نگاه ملتمس و ابریم خدا رو شکر *** به راه مانده و دلشوره تو را دارد

شبیه قلب تو این قلبهای خسته ما *** از داغ فاطمیه تا ابد عزا دارد

مرا به وقت زیارت تو همسفر فرما *** که با تو رفتن کرب و بلا صفا دارد

دل مرا به دم خویش کبریایی کن *** به نام مادر سادات کربلایی کن

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390

خاطرات و كرامات از جناب الطافی (ره)-2

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

 
خاطرات و كرامات از جناب الطافی (ره)-2
سفر حج

خود حاج محمد رضا درباره سفر حج خود می گفت:

سال ها پیش، برای نخستین بار به زیارت شاهزاده محمد در منطقه درب گنبد رفته بودم. آن جا به ضریح امامزاده چسبیدم و عرض کردم:

« شنیده ام که شما پسر موسی بن جعفر هستی. من حاجتی دارم که از شما می خواهم. می خواهم که سفر مکه قسمتم کنی. »

چند ماهی از این ماجرا گذشت و ایام حج نزدیک می شد. حاجی ها آماده سفر بودند. کاروان ها مقدمات را فراهم کرده بودند و یکی یکی عازم می شدند. شبی در خانه به صدا درآمد.
 آشنایی بود که می گفت:
« فلان کس بیماری قلبی دارد و به او اجازه حج نداده اند. بلیت هواپیما هم برایش صادر شده، ولی نمی گذارند برود. تو حاضری بروی؟ »
 گفتم: آری.

مقدمات کار خیلی زود و آسان فراهم شد. نزدیکان گله می کردند که چرا ثبت نام برای حج کردی، ولی به ما نگفتی.
می گفتم: « ثبت نام نکرده ام. الان جور شده... »
 خلاصه به جای آن بنده خدا که به خاطر ناراحتی قلبی نتوانسته بود برود، من عازم حج شدم.
چون مقدمات حج من ناگهان فراهم شده بود، آموزش ندیده بودم. در جده خواب دیدم که کسی شانه های مرا گرفته بود و می گفت:

 « بگو: اللهم لبیک. حواست به دنیا نرود! »

 به من طواف یاد می داد و می گفت چنین کن و چنان نکن! بعد هم مرا برد و همه جاهای لازم را نشانم داد و اعمال لازم را به من آموخت؛ منی و عرفات و صفا و مروه. بعد به من گفت:

« بیدار که شدی به همه بگو که ما صاحب داریم. »

از خواب که بیدار شدم، از یکی از همسفرانم به نام حاج حسن پرسیدم:
« اعمال حج چنین و چنان است؟ »
 گفت: « از کجا می دانی؟ »
 خوابم را برایش تعریف کردم. او چندمین بار بود که به حج می آمد.
 گفت: « درست است. اعمال حج همین گونه است. » روحانی کاروان هم تأیید کرد که اعمال همین گونه درست است.
در حال طواف و اعمال دیگر هم گویا همان شخصی که به خوابم آمده بود، شانه های مرا گرفته و صدایش در گوشم بود.
اتفاق جالب دیگری که برایم افتاد، توفیق بوسیدن حجرالاسود بود. در آن ازدحام جمعیت و شلوغی، حال توسلی دست داد و خواستم که به نحوی بتوانم حجرالاسود را ببوسم.
ناگاه جمعیتی که جلوی حجرالاسود جمع شده بود و یکدیگر را هل می دادند، شکافته شد. گروهی به سمت چپ و گروهی به سمت راست رانده شدند و من فوری خودم را به حجرالاسود رساندم و زیارت کردم. همین که سرم را از سنگ جدا کردم و عقب کشیدم، جمعیت به هم رسید و دوباره مثل اول شد. شاید اگر لحظه ای دیرتر عقب می کشیدم، گردنم می شکست.

ادامه مطلب

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390

خاطرات و كرامات از جناب الطافی (ره)

نویسنده: علیرضا ابوترابی   

خاطرات و كرامات از جناب الطافی (ره)-1

فضیلت « بسم الله » گفتن

قبل از انقلاب، یکی از روحانیون به نام آقا شیخ جواد کربلایی همراه با آقای علی یونسیان و دو نفر دیگر از دوستان آمده بودند منزل حاج محمدرضا. وسیله آن ها یک ماشین مدل بالا و نو بود.
 سویچ را در ماشین جا گذاشته بودند. هنگام رفتن هر چه تلاش کردند نتوانستند در ماشین را باز کند. قفل های ماشین هم آن قدر کامل و پیچیده بود که به این سادگی باز نمی شد.
 نمی دانستند چه کنند. به حاجی خبر دادند و کسب تکلیف کردند. حاجی فرمود:

« ناراحت نباشید، در باز می شود. »

خود حاج محمد رضا به طرف ماشین رفت و دستگیره در راننده را گرفت و گفت:

« بسم الله الرحمن الرحیم »

ناگاه در باز شد. حاجی خود می فرمودند:

« این برای من درس بود؛ چرا که بسم الله الرحمن الرحیم هر در بسته ای را باز می کند و این تنها یکی از فضیلت های بسم الله است. »

حاج محمد رضا در باره فضیلت بسم الله می فرمود:

« بسم الله یعنی به نام خدا. با این حال خود خدا هم کلامش را با بسم الله آغاز می کند و در آغاز سوره های قرآن می فرماید:
 بسم الله الرحمن الرحیم. حتی خداوند تمام هستی را با بسم الله خلق کرده است. در روایات آمده است که هنگامی که آسمان و زمین در حال لرزش بود، از سوی خداوند به قلم امر شد:
بنویس تا از خداوند جواب بیاید. قلم از خوف خدا ترک برداشت و جواب آمد که بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم. پس زمین و آسمان از لرزش باز ایستاد و آرام گرفت.
بسم الله گفتن، اجازه گرفتن از خداست. پس در آغاز هر کار باید بسم الله گفت. آن کس که در مسیر بندگی پا گذاشته، اولین کلامش بسم الله است و یک فضیلت آن همین است که او را به خدا می رساند. »
 

 

 

ادامه مطلب

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390

زندگینامه عارف زاهد مرحوم الطافی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

زندگینامه عارف زاهد مرحوم الطافی

حاج محمد رضا الطافی نشاط، فرزند خداداد، در سال 1305 هجری شمسی در یکی از روستاهای شهرستان « بهار» در استان همدان به دنیا آمده است. دوستان و آشنایان او را «حاج محمد» می خوانند. تا پیش از عزیمت به همدان، در زادگاه خود به کشاورزی می پرداخته. اما در سال 1331 به همدان می آید و به لحاف دوزی مشغول میشوند.ایشان در روز 6 اردیبهشت 1390 به دیار الله شتافت. روحش شاد 

                                     

ادامه مطلب

چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390

انالله و انا الیه راجعون

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

انالله و انا الیه راجعون

 

عارف وارسته بنده مخلص خدا حاج محمدرضا

الطافی همدانی به ملكوت اعلی پیوست.

 

مراسم تشیع جنازه پنجشنبه 8 اددیبهشت.همدان.میدان

شریعتی.حسینیه مكتب قرآن

چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390

من برگشتم

نویسنده: علیرضا ابوترابی   

سلام

ببخشید كه مدت خیلی زیادی غایب بودم.انشاءلله از این به بعد مطالب جدید زود به زود روی وب قرار میدم

یکشنبه 29 آذر 1388

کلمه عرشی

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: اخلاق و عرفان، 

     ماه محرم ماه عشق و جنون و عشقه

به مثل اگر مانند قرآن ، كتابی در شهادت نازل بشود، فاتحه ی آن كتاب، شهادت جناب سیدالشهداء است. ( حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله)

 حكایاتى از زبان حضرت آیت الله العظمى بهجت


1 - ارزش نماز اول وقت
آقاى مصباح مى گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقاى قاضى رحمه اللّه نقل مى كردند كه ایشان مى فرمود: ((اگر كسى نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند!و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد.))
اول وقت سرّ عظیمى است (حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ)(142)
- در انجام نمازها كوشا باشید.
خود یك نكته اى است غیر از (أَقیمُوا الصَّلوةَ)
(143)
- و نماز را بپا دارید.
و همین كه نمازگزار اهتمام داشته باشد و مقیّد باشد كه نماز را اوّل وقت بخواند فى حدّ نفسه آثار زیادى دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد.
(144)
2 - زنده نگه داشتن سنّت
حجة الاسلام والمسلمین قدس ، یكى از شاگردان آیات الله بهجت مى گوید: ((آقا همیشه سفارش مى كردند براى احیاى شریعت نگذارید سنّتها فراموش شود و عرفیّات یا بدعتها جاى آن را بگیرد.
روزى فرمودند: مرحوم حاج شیخ مرتضى طالقانى (از استادان اخلاق و علماى بزرگ نجف ، كه استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده اى از علما از جمله آیت الله العظمى خوئى به افطار دعوت بودند، وقتى غذا آماده مى شود و همگى سر سفره مى نشینند حاج شیخ مرتضى طالقانى مى فرماید: نمك در سفره نیست و اقدام به تناول غذا نمى كنند. با اینكه بین مجلس افطاریّه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده (و ظاهراً از خانه اى دیگر غذا مى آورده اند). به هر حال مرحوم طالقانى دست به غذا دراز نمى كند و دیگران حتى آیت الله خوئى نیز به احترام ایشان غذا شروع نمى كنند و طول مى كشد تا نمك را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن ، آیت الله خوئى خطاب به ایشان مى فرماید: حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنّت مقید هستید كه اگر كمى نمك تناول نكنید غذا نمى خورید، پس در این گونه مجالس كمى نمك با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقاى طالقانى فوراً دست به جیب برده و كیسه كوچكى را درآورده و مى فرماید: با خودم نمك داشتم ولى مى خواستم سنّت اسلامى پیاده شود و متروك نباشد.
))
3 - آقائى و بزرگوارى ائمه علیهم السّلام
باز آقاى قدس مى گوید: روزى آقا دررابطه با بزرگوارى و اغماض ‍ ائمه اطهار - صلوات اللّه علیهم -فرمودند:
در نزدیكى نجف اشرف ، در محلّ تلاقى دو رودخانه فرات و دجله آبادیى است به نام
((مصیّب ))، كه مردى شیعه براى زیارت مولاى متقیان امیرالمؤ منین علیه السّلام از آنجا عبور مى كرد و مردى از اهل سنّت كه در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون مى دانست وى به زیارت حضرت على علیه السّلام مى رود او را مسخره مى كرد.
حتى یك بار به ساحت مقدس آقا جسارت كرد، و مرد شیعه خیلى نارحت شد. چون خدمت آقا مشرّف شد خیلى بى تابى كرد و ناله زد كه : تو مى دانى این مخالف چه مى كند.
آن شب آقا را در خواب دید و شكایت كرد آقا فرمود: او بر ما حقّى دارد كه هر چه بكند در دنیا نمى توانیم او را كیفر دهیم . شیعه مى گوید عرض كردم : آرى ، لابّد به خاطر آن جسارتهایى كه او مى كند بر شما حق پیدا كرده است ؟! حضرت فرمودند: بلكه او روزى در محلّ تلاقى آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه مى كرد، ناگهان جریان كربلا و منع آب از حضرت سیّد الشهداعلیه السّلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت : عمر بن سعد كار خوبى نكرد كه اینها را تشنه كشت ، خوب بود به آنها آب مى داد بعد همه را مى كشت ، و ناراحت شد و یك قطره اشك از چشم او ریخت ، از این جهت بر ما حقّى پیدا كرد كه نمى توانیم او را جزا بدهیم .
آن مرد شیعه مى گوید: از خواب بیدار شدم ، چون به محلّ برگشتم ، سر راه آن سنّى با من برخورد كرد و با تمسخر گفت : آقا را دیدى و از طرف ما پیام رساندى ؟! مرد شیعه گفت : آرى پیام رساندم و پیامى دارم . او خندید و گفت : بگو چیست ؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف كرد. وقتى رسید به فرمایش امام علیه السّلام كه وى به آب نگاهى كرد و به یاد كربلا افتاد و...، مرد سنّى تا شنید سر به زیر افكند و كمى به فكر فرو رفت و گفت : خدایا، در آن زمان هیچ كس در آنجا نبود و من این را به كسى نگفته بودم ، آقا از كجا فهمید. بلافاصله گفت : أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلا اللّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُاللّهِ، وَ أَنَّ عَلِیّاً أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَلِىُّ اللّهِ وَ وَصِىُّ رَسُولِ اللّهِ و شیعه شد.
))
4 - ارزش وضو و طهارت
باز آقاى قدس مى گوید: ((روزى چند دقیقه زودتر براى درس به خانه آقا رفتم ، دیدم پیرمردى نشسته و آقا به او توجّهى خاص دارد، بعد از دقایقى آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بى وضو نمى خوابد، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود باید حتماً وضو بسازد)).
5 - شخصیت ممتاز آقا شیخ محمد حسین كمپانى
آیت الله مصباح مى گوید: ((روزى آقا فرمودند: مرحوم آقا شیخ محمّد حسین طورى بود كه اگر كسى به فعالیتهاى علمى اش توجّه مى كرد تصوّر مى كرد در شبانه روز هیچ كارى غیر از مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر كسى از برنامه هاى عبادى ایشان اطّلاع پیدا مى كرد فكر مى كرد غیر از عبادت به كارى نمى پردازد.
مرحوم آقا شیخ محمد حسین مى گفت : من سیزده سال در درس ‍ مرحوم آخوند خراسانى ، صاحب كفایه شركت مى كردم ، در طول این سیزده سال یك شب موفق نشدم كه در درس ایشان حضور پیدا كنم (و ظاهراً درسشان را شبها ایراد مى فرمودند) آن یك شب نیز به زیارت كاظمین مشرّف شده بودم و در هنگام برگشتن مشكلى پیش ‍ آمد كه به موقع نرسیدم ، در بین راه كه مى آمدم حدس مى زدم كه امشب چه مطالبى را بیان خواهند كرد. پیشاپیش آنها را نوشتم .
به نجف كه رسیدم و با دوستان صحبت كردم دیدم تقریباً همه مطالبى كه بیان فرموده بودند چیزهایى بوده كه من پیشاپیش حدس ‍ زده و نوشته بودم ، و تقریباً نوشته هاى من چیزى از درس كم نداشت .
ایشان با اینكه چنین موقعیّت علمى داشتند و درس استاد را پیشاپیش مى توانستند حدس بزنند و بنویسند، در عین حال مقید بودند كه حتى یك شب درس استاد از او فوت نشود.
در كنار این فعالیتهاى علمى آن قدر مقیّد به برنامه هاى عبادتى بودند، كه هر كس اینها را مى دید فكر مى كرد كه اصلاً به هیچ چیز غیر از عبادت نمى رسد، هر روز زیارت عاشورا و هر روز نماز جعفر طیّار از برنامه هاى عادى ایشان بود. روزهاى پنج شنبه ، طبق سنّتى كه علماى نجف دارند و معمولاً روز پنج شنبه یا جمعه یك روضه هفتگى دارند كه زمینه اى است براى دیدار دوستان و استادان و شاگردان با همدیگر و توسّلى هم انجام مى گرفت ، مرحوم آقا شیخ محمد حسین در این روضه شان مقید بود كه خود پاى سماور بنشیند، و خود او همه كفش ها را جفت كند، و در عین حال زبانش مرتّب در حال حركت بود خیلى تند تند یك چیزى را مى خواندند ما متوجّه نمى شدیم كه این چه ذكرى است كه ایشان این قدر در نشستن و برخاستن به گفتن آن مقید است .
بعد یكى از دوستان كه خیلى با آقا ماءنوس بود (مرحوم آقا شیخ على محمد بروجردى رضوان الله علیه ) از ایشان سؤ ال كرده بود: آقا، این چه ذكرى است كه شما این قدر تقیّد دارید كه حتى بین سلام و احوال پرسى تان آن را ترك نمى كنى ؟ ایشان لبخندى زده بود و بعد از تاءمّلى فرموده بود: خوب است انسان روزى هزار مرتبه إِنّا أَنْزَلْنا بخواند
)).
6 - راضى به رضاى الهى
حجة الاسلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا مى گوید: ((یك روز از روزهاى درسى كمى زودتر به خانه آیت الله العظمى بهجت رفتم - زیرا ایشان گاهى از اوقات وقتى شاگردان به درس حاضر مى شدند هر چند یك نفر هم بود به اتاق درس مى آمد و تا هنگام آمدن دیگران احیاناً جریان و یا حدیث و یا نكته اخلاقى را گوشزد مى كردند - بنده نیز به طمع مطالب یاد شده قدرى زودتر رفتم . خوشبختانه آقا كه صداى ((یا اللّه )) حقیر را شنید زودتر تشریف آورد، بعد از احوالپرسى فرمود:
در نجف یكى از آقازاده هاى ایرانى كه از اهالى همدان و بسیار جوان زیبا و شیك پوش بود و از هر جهت به جمال و خوش اندامى شهرت داشت ، به بیمارى سختى گرفتار و از دو پا فلج شد به گونه اى كه با عصا بیرون مى آمد.
من سعى داشتم كه با او روبرو نشوم ، زیرا فكر مى كردم با وصف حالى كه او داشت ، از دیدن من خجالت مى كشد، لذا نمى خواستم غمى بر غمش بیفزایم . یك روز از كوچه بیرون آمدم و دیدم او سر كوچه ایستاده است و ناخواسته با او رو به رو شدم و با عجله و بدون تاءمل گفتم : حال شما چطور است ؟ تا این حرف از دهانم بیرون آمد ناراحت شدم و با خود گفتم كه چه حرفى ناسنجیده اى مگر حال او را نمى بینى ! چه نیازى بود از او بپرسى ؟ به هر حال خیلى از خودم بدم آمد.
ولى برخلاف انتظار من ، وقتى وى دهان باز كرد مثل اینكه آب یخ روى آتش ناراحتى درونم ریخت ، چنان اظهار حمد و ستایش كرد و چنان با نشاط و روحیه ابراز سرور كرد كه گویا از هر جهت غرق در نعمت است من با شنیدن صحبت هاى او آرام گرفتم و ناراحتى ام بر طرف گردید
)).
7 - بركت و عظمت ولایت
هم او مى گوید: ((روزى آقا در ارتباط با ولایت و عظمت آن فرمودند: در نجف یا در كاظمین یكى از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را براى ناهار دعوت كرده بود ولى فرستاده آقا اشتباهاً طلاّب یك مدرسه را كه قریب 60 - 70 نفر بودند دعوت كرده بود. وقتى میهمانان آمده بودند وى دیده بود گذشته از این كه جا براى نشستن آنها كم است غذا نیز خیلى اندك است ، بى درنگ به ذهنش ‍ خطور كرد كه آیت الله حاج شیخ فتحعلى كاظمینى را از جریان با خبر سازد.
وقتى خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به كار نشوند تا من بیایم . تا اینكه ایشان تشریف مى آورد و مى فرماید: یك پارچه سفیدِ آب ندیده برایم بیاورید. و ظرف برنج را وارسى كرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به جاى سرپوش مى گذارد و مى فرماید: حال ظرفها را به من بدهید، من غذا مى ریزم و شما تقسیم كنید، و مكرّر مى فرموده است :
((ها عَلىُّعلیه السّلام خَیْرُ الْبَشَرِ، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَرَ)):(145)
- هشدار، كه على علیه السّلام بهترین انسانهاست ، و هر كس [ولایت او] را نپذیرد [به خدا] كفر ورزیده است .
تا اینكه به شرافت مقام شامخ على علیه السّلام تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیك به آخر نرسیده بود.
))
یكى دیگر از شاگردان آقا (آقاى تهرانى ) این قضیه را به صورت ذیل براى نگارنده نوشته است : ((آن گونه كه به یاد دارم حضرت استاد این قضیّه را مكرّر به این صورت نقل مى فرمودند كه مرحوم حاج میرزا حسین نورى (ره )، صاحب كتاب ((مستدرك الوسائل )) در سامرّاء به شخصى فرموده بودند كه براى شب پنجشنبه و جمعه صد نفر را دعوت كن ، ولى شخص قاصد صد نفر را براى شب پنجشنبه دعوت كرده بود (در حالى كه منظور حاجى نورى رحمه اللّه این بود كه پنجاه نفر براى شب پنجشنبه ، و پنجاه نفر براى شب جمعه دعوت كند، و براى شب پنجشنبه غذاى پنجاه نفر را تدارك دیده بود).
وقتى حاجى از جریان باخبر مى شود مى فرماید: سریعاً آخوند ملاّفتحعلى سلطان آبادى قدّس سرّه را كه در سامراء اقامت داشته است ، خبر كنید. مرحوم آخوند به محض اطّلاع از قضیّه مى فرماید: غذا را نكشید تا من بیایم . وقتى تشریف مى آورند مى فرماید: یك پارچه آب ندیده بیاورید، پارچه را مى آورند و ایشان آن را روى ظرف غذا قرار مى دهد و سه بار دست خود را روى پارچه مى كشند و در هر بار مى فرمایند:
((عَلِىُّعلیه السّلام خَیْرُ الْبَشَرِ، مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَرَ.)) و بعد مى فرمایند: حالا غذا را بكشید، غذا را مى كشند و تمام مهیمانها را غذا مى دهند.))
8 - ارزش كار خالصانه
باز آقاى قدس مى گوید: ((روزى آقا در رابطه با پاداش عمل صالح اگرچه اندك باشد، فرمود: یكى از علماى نجف روزى در مسیر راهش ‍ به فقیرى یك درهم صدقه داد (البته بیشتر از آن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغى مجلّل و داراى قصرى بسیار عالى و زیبا دعوت كرده اند كه نظیر آن را كسى ندیده بود. پرسید این باغ و قصر از آن كیست ؟ گفتند: از آن شماست تعجب كرد كه من در برابر این همه تشریفات ، عملى انجام نداده ام . به او گفتند: تعجّب كردى ؟ گفت : آرى . گفتند: تعجّب نكن . این پاداش آن یك درهم شماست . كه خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است .))
9 - ثبات قدم در دیانت
هم او مى گوید: ((روزى آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزكارى و تقوا فرمودند: یكى از علماى بزرگ و اهل معنى شخصى را در صحن مبارك حضرت امیرعلیه السّلام دید كه از نهایت تواضع و ادب و ذلّت در برابر مقام شامخ ولایت مولى الموحدین ایستاده و چنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود كه گویى با سر راه مى رود. آن عالم عابد ربّانى پیش آن مرد شریف و بزرگوار كه عمرش ‍ از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و كیفیت زندگى او جویا شد. آن مرد شریف فرمود: از زمانى كه پا به تكلیف گذاشتم تاكنون از روى عمد و دانسته گناه نكرده ام . البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت این گونه نتیجه را دارد.))
10 - توجه امام زمان (عج ) به شیعیان واقعى
و نیز مى گوید: ((روزى آقا فرمودند: دكترى متدیّن اهل ولایت و شیعه مدتى در صدد پیدا كردن یاران حضرت حجت علیه السّلام مى گشت حتى مى خواست اسامى آنها را بداند. روزى در مطب خود كه در خانه اش قرار داشت تنها نشسته بود، شخصى وارد شد و سلام كرد و نشست و فرمود: حضرت آقا، یاران حضرت حجت علیه السّلام بارتند از... و شروع كرد به شمردن نامهاى آنان و تند تند همه را نام برد و نام یكى نیز ((بهرام )) بود. به هر حال در طول چند دقیقه همه سیصد و سیزده نفر را شمرد و گفت : اینها یاران مهدى عج مى باشند و بلند شد و خدا حافظى كرد و رفت .
دكتر مى گوید: او كه رفت من تازه به خود آمدم كه این چه كسى بود؟ و آیا من خواب بودم یا بیدار؟ از همسرم كه در اتاق مجاور بود پرسیدم : آیا كسى با من كارى داشت و پیش من كسى آمد؟ گفت : آقایى آمد و تند تند حرف مى زد. دكتر مى گوید: تازه فهمیدم كه من خواب نبودم و او از افراد معمولى نبود.

یکشنبه 26 مهر 1388

نخستین سوگواره سراسری شعر هیات

نویسنده: علیرضا ابوترابی   طبقه بندی: شعر، 

( به نام خدا )

 

نخستین سوگواره سراسری شعر هیات

 

پس ار برگزاری موفق جشنواره شعر آیین آفتاب که با حضور شاعرانی

 از سراسر استان برگزار شد محفل شاعران آیینی استان همدان

با همکاری سازمان ملی جوانان اقدام به برگزاری نخستین سوگواره

سراسری شعر هیات نموده است لذا از کلیه شاعران از سراسر کشور

 دعوت می شود آثار خود را به دبیرخانه این سوگواره ارسال نمایند .

 

آیین نامه :

۱ - این جشنواره با موضوع ( مناسبت های ماه محرم ) برگزار می شود .

۲ - محدودیتی در قالب و تعداد آثار وجود ندارد .

۳ - از صاحبان آثار برتر برای حضور در مراسم دعوت به عمل خواهد آمد

و به برگزیدگان هدیه و لوح تقدیر به همراه تندیس ویژه جشنواره اعطا خواهد شد .

۴ - آخرین مهلت ارسال آثار : ۲۰ آبان ۱۳۸۸

۵ - آثاری که در جشنواره های مشابه شرکت داده شده و برگزیده شده باشند

در بخش داوری شرکت داده نخواهد شد .

۷ - نوشتن نام و نام خانوادگی آدرس و شماره تلفن الزامی است .

۶ - شیوه ارسال آثار :

الف - درج پیام خصوصی در وبلاگ nasimesepide.blogfa.com

ب - ارسال به پست الکترونیک به آدرس payboos@yahoo.com

ج - ارسال به صورت پستی  ( یكرو تایپ شده در قطع A4)

 

آدرس دبیرخانه سوگواره :

همدان - خیابان میرزاده عشقی - سازمان ملی جوانان استان 

دبیرخانه سوگواره سراسری شعر هیات

 

زمان برگزاری : آذر ماه ۱۳۸۸ - همدان

 

محفل شاعران آیینی همدان - سازمان ملی جوانان استان همدان


پنج نامه بسیار مهم از عارف كامل كیمیا نظر مرحوم حاج شیخ حسنعلى اصفهانى

نامه اول از حضرت حاج شیخ قدس سره به یكى از سالكان وادى طلب
به عرض عالى مى رساند امید است به الطاف الهى سرگشتگان وادى طلب به مقصد برسند. و لنعم ما قال :

دست از طلب مدار كه در طى این طرق
از پا فتادنى كه به منزل رسیدن است
و من یخرج من بیته مهاجرا الى الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد رفع اجره على الله و ان الله غفورا رحیما . (سوره نساء آیه 100).
بارى ! اولا كه امروزه در بسته است و آن طرق سابق تماما مسدود است ولى آنچه كه امروز تكلیف است : نخست نماز اول وقت است ، دوم اهتمام در حضور قلب در وقت نماز و این كار مثل خوشنویسى است و به یك روز و دو روز درست نمى شود و طول زمان لازم دارد از او كه گذشت بیدارى پیش ‍ از صبح است :
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از یمن دعاى شب و ورد سحرى بود
بین الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم كنید: یكى اذكار و تسبیح دیگرى ادعیه سوم قرائت قرآن ، و بالاخره فكرى در اعمال روزه گذشته اگر موفق به طاعتى بوده اید شكر كنید و اگر خداى ناكرده ابتلاء به معصیتى یافته اید، استغفار كنید دیگر آنكه هر روز صدقه دهید، ولو به وجه مختصر شبها، قدرى در بى اعتبارى دنیا و انقلاب آن فكر نمائید و ملاحظه كنید كه دنیا با اهل دنیا چگونه سلوك مى كند.
 

ادامه مطلب

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :